عبدالله مستوفى

56

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

يغمائيست كه از مال ملت به او داده مىشود ، ولى چه كند كه شما در رفتن و برگشتن ، هر دو ميگيريد ، سهلست ، بتوسط تلگراف رمز ، از فرمان فرمايان ايالات پول ميخواهيد ، و همين‌كه جواب رد ميشنويد آنها را منفصل مينمائيد . مدير ايرانى خوب ميداند : كه لازمهء انصاف و مروت اينست كه از اين پولهاى بىحسابى كه از انگليسها گرفته مىشود ، و قرض آن گردن ملت بيچاره ميماند ، يك قدرى هم صرف خود ملت بشود ، ولى چه كند كه مخارج بيهوده مجال و فرصتى براى قبول پيشنهادهاى او نميدهد ، و از ساير اصلاحات گذشته ، مردم همين يكشهر پايتخت را اقلا بتنظيف كوچه‌ها و تعمير مجارى آبها و روشنائى معبرها دل‌خوش نمينمائيد ، و تمام اقدامات شما در اين زمينه ، منحصر به اين است كه از بعضى خيابان‌ها بتوسط گاريهاى بلديه كوت به جهت سليمانيه حمل كنيد . اگر ميخواستيم در اين زمينه استفاده كرده ، تمام خراب‌كارىهاى شما را بنويسيم ، ده پانزده هزار بيت مىشد . فقط محض نمونه بايراد اين چند فقره پرداختيم . بيچاره مديران ايرانى ، در جريان كارهاى خود در هر روزى چندين مانع در پيشرفت مقاصد مشروع ادارهء خود از طرف شما مىبينند ، چاره جز سكوت ندارند ، و اگر دم بزنند فورا چشمها و مامورين خفيهء شما كه در همه‌جا و در هر اداره هستند بشما ميرسانند و نان آن بدبخت‌ها را آجر ميكنند ، و از همه بدتر ، شما با كمال وقاحت ، نتيجهء سيئآت اعمال خودتان را به آنها نسبت داده ، آنها را در بيانيهء خود بىكفايت هم ميخوانيد . اما راجع بتعليم و تعلم عناصر مستعد ايرانى در زير دست معلمين كارآزموده ، كه اين موضوع را با آب و تاب تمام و محسنات كلام ذكر فرموده‌ايد ، ما در جاى خود گفتيم : كه اروپائيها از حيث اصول و قواعد و طرز ادارى چيزى ندارند كه بمديران ايرانى بياموزند ، بلكه مديران ايرانى نظر باطلاعات خصوصيه كه از امور مملكت خود دارند براى تطبيق اصول و قواعد با موارد مخصوصه از آن‌ها بهتر ، و براى ادارهء اين مملكت مناسبترند ، مگر اينكه بفرمائيد : من وجود آن‌ها را براى جلوگيرى خرابكاريهاى شخصى خود لازم ميدانم . در خصوص وعدهء ضمنى كه بكاركنان فعلى ادارات مىدهيد كه آن‌ها زير دست مستشاران خارجه تربيت شده و بعدها در كار خود مستقل خواهند گشت بايد بگوئيم : دل‌خوشى بىاساسيست كه به آنها داده‌ايد ، و برعكس ، اين مديران ايرانى هستند كه بايد در تجربه‌آموز كردن مستشارهاى خارجى ، و راهنمائى بآن‌ها با يكديگر مسابقه كرده ، به زودى شاگردهاى خود يعنى مستشارهاى خارجى را بمناسبات مملكتى بصير نمايند ، و بلافاصله اداره را وداع گفته ، جاى خود را به آنها واگذارند و ديگر رنك هيچ اداره را نه بينند . در اينجا بىمناسبت نيست كه يك سؤال از شما نموده ، بجملهء ديگر بيانيه بپردازيم ، و آن اينست كه : خاك ايران كه : مديران و كاركنان درجهء دوم و سومش آنقدر بيكفايت و نادان هستند ، كه بعد از دوازده سال ، باز هم محتاج بمعلمين خارجى مىباشند ، آيا چه