عبدالله مستوفى
615
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
عمومى واقع گرديد . از همه مضحكتر ، دعوت و حضور سفير تركيه و سفير افغان به اين جشن مذهبى ( ؟ ) بود . اين عمل كه تظاهر عاميانه از خلال آن پيدا بود ، موجب رضايت عامه نشد ، ولى خواص خيلى بعقل آنها كه اين بازيرا كوك كرده بودند ، خنديدند . فردا هم از كليهء ولايت تلگرافات تبريك براى اين عطيهء شاه ولايت به سردار سپه رسيد . ولى در عوض ، جرايد اقليت تا توانستند ، اين كار را بباد سخريه و استهزا گرفته ، اشعار فكاهى براى اين عطيه ساختند و در دهنها انداختند . ديانت اسلام ، ديانتى معنوى ، و مبتنى بر اصول منطقى و عقلى است ، و در اين ديانت ، محراب و تمثال و پارچه و زرى و رنگ ارغوانى و تجملهاى مادى راهى ندارد ، و پرستش و تجليل تصوير را ، مانند بتپرستى ، مذموم شناخته است . از مشتى عوام بگذريد كه هرجا گنبدى ، اعم از گلى يا كاشى يا طلا ، مىبينند ، به سجده مىافتند . مذهب اسلام ركوع و سجود را ، جز براى ذات لميزل و لايزال ، حتى براى پيغمبر و امام حى حاضر هم جايز نميشمارد ، تا چه رسد به تصويريكه معلوم نيست كدام ميناكار ، در عالم خيال دلش خواسته است ، كه حضرت شاه ولايت به آن شكل باشد . زيارت قبور بزرگان دين هم ، كه از مستحبات بشمار مىآيد ، از راه تعظيم بشعائر اسلام ، و بالاختصاص براى ترويج و قدرشناسى از فداكارى و علم و معرفت آنهاست ، كه بزرگان دين به آن امر كردهاند . مثلا حمزة بن موسى ( امامزاده حمزه ) پسر بلافصل امام ، و پدر سلاطين صفويه است و عبد العظيم بن عبد اللّه بن حسن ابن حسن بن حسن بن على عليهم السلام ، چهار تن با امام فاصله دارد . زيارت عبد العظيم از ناحيهء امام على النقى ، امام دهم توصيه شده ، و در زيارت حمزة بن موسى هيچ حديثى و روايتى ديده و شنيده نشده است اين اختصاص براى مقام علمى حضرت عبد العظيم است ، كه اين بزرگوار يكى از روات موثق اخبار آل محمد بوده است ، و گرنه جعفر كذاب هم ، پسر امام على نقى بوده ، و اگر شيعهها او را لعن نميكنند ، به جهت حديث نبوى « الصالحون للّه و الطالحون لى » است . چنان كه در جاى ديگر هم اشاره كردهام ، مذهب اسلام ، با اصل مسلم « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » اهميتى به پدران نميدهد ، و امامزادههاى بلافصل را هم ، اگر صالح و متقى نباشند به چيزى نمىشمرد ، تا چه رسد بشمايلى ، كه بفكر يك شخص عامى ، براى امام ساخته شده باشد ، و حتى ترويج اين افكار را نوعى از ترويج بتپرستى بشمار مىآورد . برويد زيارت كردن اهل معرفت را حتى از امامها ببينيد . من يقين دارم هيچيك از علما در سر قبر هيچ امامى به سجده نمىافتند ، حتى بوسه هم بر ضريح نميزنند ، بلكه ضريح را با دست استلام كرده ، و بر امام سلام ميفرستند ، زيرا ما نميتوانم از امام جعفر صادق ، سلام اللّه عليه بيشتر شيعه باشيم ، آن بزرگوار اينطور دستور داده ، و زياده بر آن تشريع ، و ركو و سجود و به خاك افتادن مذموم ، و در حكم شريك تراشيدن براى خداست . ولى نميدانم ، چه سرى است ، اين جمله را كه متن حقايق دينى است ، شما از هيچ