عبدالله مستوفى
611
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
برادرم آقا ميرزا رضا كه يكى دو دست گشته بود با بعضى خردوريز ، كه بازهم پنجاه خروار ساليانه بذرافشان داشت ، با يك آسيا كه خودمان ساخته بوديم ، و ده هزار بوته درخت انگور ، نصيب من شد ، و بالاخره اين ملك را هم ، در مقابل قرضى كه در پانزده سالهء دورهء پهلوى ، بواسطهء بالا رفتن خرج زندگى ، و كم بودن اشل حقوق ، و ساختمان خانهء باغ فردوس شميران ، پيدا كرده بودم ، در سال 1317 موقعى كه استاندار آذربايجان بودم ، فروختم و قرضها را تصفيه كردم . خواننده عزيز ميتواند تصور كند ، كه هم آوردن سر سى و پنجهزار تومان قرض ، و بهم بستن اين معاملات ، مستوجب چقدر زحمت مذاكره و عذاب روحى ، و مستلزم چه مايه محروميتها و چه دوندگىهائى بوده است ! اجمالا از اواخر سال 1304 تا اواخر 1306 بدترين ربع ساعتهاى زندگى را گذراندم . فقط در اين ميانه ، پول منظمى كه به من ميرسيد همان ماهى يكصد و سى و پنج تومان حقوق انتظار خدمت ، و ماهى شصت تومان ، بعنوان كرايه درشكه ، يا حق تدريس مدرسهء سياسى ، بود . آقاى دهخدا رئيس مدرسهء سياسى ، در سال 1302 ، از من خواسته بودند كه مجددا وارد دايرهء تعليم شوم ، و هفتهاى دو ساعت قراردادهاى بين المللى ، براى طبقهء پنجم ، و هفتهاى چهار ساعت تاريخ قرون وسطى و رم ، براى طبقهء چهارم و سوم مدرسهء سياسى ، بگويم و تا آخر سال 1306 اين تدريس برقرار بود . در اين سال ، چون كار مدرسهء سياسى هم بوزارت معارف واگذار شد ، و معلم هم به قدر لزوم پيدا كرده بودند ، شغل تعليم و مشغلهء ادارى را مانعة الجمع اعلان كردند . طبعا من هم از دائرهء تعليم خارج شدم . در همين تاريخ بود ، كه مدرسهء سياسى هم تغيير اسم داده مدرسهء حقوق و سياسى موسوم شد . تغيير در برنامهء مدرسهء سياسى ميدانيم ، دورهء مدرسهء سياسى ، در اول امر چهار سال بود . بعد از چند سالى ، در به دو مشروطيت ديدند ، اكثر داوطلبان معلومات مقدماتى را باندازهاى كه از هر حيث براى تعليمات عاليه كافى باشد ندارند . زيرا فقط مدارس ملى جديد بود ، كه ميتوانست براى اين مدرسه دانشآموز تدارك كند ، و اين مدارس هم براى اين كار نارسا بود . به اين جهت ، وزارت خارجه ، با نظر مشير الدوله مؤسس مدرسه ، از شرايط ورود مقدارى كاست ، و بر عدهء سنوات تحصيل مدرسه يكسال افزود ، و مدتى اين مدرسه پنج كلاسى بود ، كه دانشجويان ، در دو سال اول ، دانشهاى مخصوص مقدماتى را تكميل ميكردند ، و در سه سال آخر ، رشتههاى مختلف معلومات سياسى و حقوقى و ادارى و اقتصادى را مىآموختند . مدرسه به همين كيفيت شاگرد بيرون ميداد . بعد از آنكه برنامهء مدارس ابتدائى و متوسطهء مرتب شد ، ديگر مدرسهء پنج كلاسه معنى نداشت . اين بود ، كه حقا مىبايد مدرسهء سياسى از دو كلاس اول و دوم صرفنظر كرده ، و كار خود را منحصر بتدريس قسمت عالى بنمايد .