عبدالله مستوفى

591

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اطلاع دارم ، همگى امروز خيال دارند بروند ، و به حضرت اشرف آقاى رئيس الوزراء ، شركت خود را در اين نهضت اعلام دارند . من پرسيدم ، در هيئت وزراء ؟ فرزين گفت خير در منزل شخصى ايشان . پرسيدم فقط رؤساى ادارات ؟ گفت خير تمام افراد كرسىنشين وزارتخانه‌ها . گفتم البته آقايان وزراء هم بايد همراه باشند ، اينطور نيست ؟ گفت چرا همينطور است ! گفتم : هر ساعت را كه معين كنيد ميرويم . اين كار هم مانند يكى از وظائف ادارى است ، البته بايد اطاعت كرد . فرزين ، با لبخند جواب گفت ميخواهيد بفرمائيد او وظائف ملى ؟ گفتم : ملى و اداريش فرقى نميكند ، همين كه كارى وظيفه شد بايد اطاعت كرد ، ما هم اطاعت ميكنيم . فرزين مردى با احتياط ، و از بىمحابا حرف زدن منهم بى خبر نبود ، بنابراين صلاح ندانست ، بيش از اين ، در سر ادارى و ملى مباحثه كند . گفت ولى دست خالى نبايد برويم ، بايد نوشته‌اى هم همراه داشته باشيم . گفتم البته اين هم از وظائف است ، و براى اينكه در سر وظيفه محتاج بتوضح نشوند ، و بجملهء بعدى جواب بگويند ، اضافه كردم اين تقاضانامهء جمهورى را كى خواهد خواند ؟ گفت وزير . گفتم البته ايشان خودشان صورت نطق را حاضر خواهند كرد ؟ گفت از قضا ايشان خواهش كرده‌اند كه شما اين زحمت را بكشيد ! گفتم چون از قول ايشان است ، مانعى ندارد و بنده عوض ايشان مسوده ميكنم گفت خير ! از قول جماعت است ، منتها ايشان خواهند خواند . گفتم ولى توجه بفرمائيد ، چيزى را كه بنده از كار دربياورم ، يقينا با نظريات ايشان فرق پيدا خواهد كرد . گفت شما زمينه را دست مىدهيد ، هرچه را نپسنديدند ، اصلاح ميكنند و بعد پاكنويس خواهد شد گفتم ساعتى كه براى ما معين شده است ، چه وقت است ؟ با لبخند گفت ، ساعتى معين نشده است ، ولى تصور ميكنم ، دو ساعت بعدازظهر آنجا باشيم ، بهتر است . گفتم تا يكساعت ديگر ، پيش‌نويس نطق آقاى وزير را خواهيد داشت ، و برخاستم . گفت : چاى ؟ . . . گفتم ، آقايان رفقا از طرف من ميل خواهند فرمود من يك محاكمه هم امروز دارم . بايد اين پيش‌نويس را هم تدارك كنم . دستى با ايشان داده ، بيرون آمدم اول لايحه و بعد محاكمه را تمام كرده ، بعد از خوردن نهار ، دو ساعت بعدازظهر ، براى دفعهء اول ، به منزل سردار سپه رفتم . در اينوقت ، بيرونى ايشان عمارت مختصر سه چهار اطاقه‌اى بود كه از سمت خيابان سپه ، جلو كاخ امروز واقع است . درختهاى كاج و سرو باغچه هنوز سايه‌گستر نشده ، بنابراين ، آفتاب بعدازظهر اواخر اسفند ، تمام باغچه را پر كرده بود عدهء زيادى از اعضاى وزارت ماليه كه خانه‌هاشان در محلهء حسن‌آباد و دروازهء قزوين و نزديكتر بود آمده و بقيه هم پشت‌سرهم ميرسيدند عده بقدرى شد كه تمام خيابانها و فضاهاى بىدرخت باغچهء جلو را پر كرد . جناب آقاى محمود جم وزير ماليه و رؤساى وزارت‌خانه ، نزديك عمارت سمت خيابان كاخ ايستاديم چون ديگر جاى راه رفتن باقى نمانده بود .