عبدالله مستوفى

574

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تابحال اگر دولتهاى وقت ، از نقطه‌نظر حيثيات و اعتبارات مملكتى ، تذكر اين موضوع را جايز ندانسته و يا بواسطهء حفظ موقعيت ، هر مشاهده و مناظرهء سوئى را طرف اغماض و پرده - پوشى قرار داده‌اند ، البته اغماض و پرده‌پوشىهاى فوق ، تا زمانى ممكن بود امتداد يابد ، كه كار منجر به انقطاع رشتهء مليت نشود ، در صورتى كه جهالت اشخاص و امتداد مفاسد اخلاقى آن‌ها اساس مليت را متلاشى نمايد ، ديگر خود اغماض و پرده‌پوشى ، در رديف خيانت محسوب و بلاترديد بامورات و رفتاريكه افناى مليت و قوميت را تهديد مينمايد ، بايد اختتام يافته و ريشهء آن قطع و منقطع گردد . در خاتمه ، ضمنا يادآورى مينمايم كه هيچكس نبايد از نقطهءنظر خارجى دولت سوءاستنباط و استفاده نمايد و همه بايد بدانند كه روابط و سياست خارجى دولت ، با عموم نمايندگان محترم خارجه ، كاملا حسنه و مستحكم و مخصوصا من سعى خواهم كرد كه روابط سابقه را ، در اتخاذ اصول كاملة الوداد ، تعقيب و تكميل نمايم . رئيس الوزرا و فرماندهء كل‌قوا - رضا من هيچ شك ندارم كه خود سردار سپه ، تا قبل از اين تاريخ بخصوص در اوايل امر نيز از همين امامزاده‌ها بود كه بوسيلهء اين متوليان خارجى ، داراى موقوفات و دم و دستگاه شده بود « 1 » . ولى نميتوان معجزهء اين امامزاده را كه بوسيلهء اين بيانيهء خود سايرين را از اين قماش‌كارها بازداشته ، و خويش را صاحب منع و اعطاى منحصر بفرد كشور معرفى مىكند ، منكر شد ، و اين عزم و اراده ، و اين قوت نفس و شهامت و صراحت لهجه را كه بفضولىهاى ديپلوماتيكى ، و اين سابقه پنجاه ساله ، خاتمه داده است در شخص او ، تحسين نكرد . از اين روز تا سوم شهريور 1320 ، اين قماش توصيه‌ها ؛ نه فقط در مزاح او و بنابراين در دستگاه دولت ، تأثيرى نداشت ، بلكه سردار سپه ، يا شاهنشاه پهلوى ، هرجا بوى ادنى تشبثى ميبرد ، سخت برآشفته ، و ذينفع را مطرود و منكوب كرده ، و بسا اتفاق افتاده است كه وزراء و رجال دربار هم ، بحقيقت يا سوءظن ، به همين جرم بحبس و تبعيد يا لامحاله بعزل و خانه‌نشينى ، گرفتار شده‌اند ، حتى براى گير آوردن متخلفين از گماشتن

--> ( 1 ) - در بعضى از دهات امامزاده‌هائى هست كه پاره‌اى از آنها بوسيلهء خواب ديدن بعضى از مقدسين دهاتى كه مثلا در فلان نقطه يكى از اولادهاى امام مدفون است و كاوش در محل و احيانا يافت شدن پاره‌اى چيزها كه دلالت بر دفن مرده‌ى در آن محل ميكرده است ، ايجاد شده است كه اصل و مبناى معقولى ندارد . در اين ضمن بعضى شيادها هم پيدا مىشوند كه بفكر استفاده از متولى شدن در امامزاده باهم تبانى ميكنند و از همين خوابها كه راستش هم حجت نيست بدروغ مىبينند و با اين دروغ دو آتشه مردم سادهء دهات را فريب ميدهند و امامزادهء دروغين براى آنها ميسازند و از قبه و بارگاه امامزادهء جعلى كه بخرج اهالى ساده برپا شده و نذرنيازى كه براى امامزاده مىآورند استفاده مىكنند ، اتفاق افتاده است كه بين دو نفرى كه امامزادهء جعلى را سرهم كرده در موضوعى نزاع واقع شده و يكى از آنها براى اثبات حقانيت خود در حضور جماعت به همين امامزاده قسم خورده و رفيقش از فرط عصبى بودن گفته است : كدام امامزاده ، همين امامزاده‌اى كه باهم ساخته‌ايم ؟