عبدالله مستوفى
540
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مدرس برخاست و چيزهائى را كه ناطق بطور كلى و بدون اشاره به شخص معين گفته بود ، بهدف رسانده ، تمام آنها را بسردار سپه منسوب داشت . بشرح ذيل : فرمايشاتى كه نمايندهء محترم نمودند ، مشتمل بر چند فقره بود . يكى وجود يك معايبى بود كه همه تصديق ميكنيم : زياده از آن حدى كه فرمودند ! اما اينكه فرمودند بعضى اظهار بدبينى بمجلس ميكنند ، بنده اينرا نفهميدم و اگر چنين چيزى هم باشد ، به غير حق است . در سه دورهء تقنينيه كه من بودهام و اغلب آقايان هم بودهاند اين مجلس از اول تشكيل ، خدماتى كه بمملكت كرده است ، بنده كم سراغ دارم در دورههاى سابق چنين خدماتى شده باشد . يكى از عمليات مهم اين مجلس ، لغو شدن قرارداد است ، كه بواسطهء وجود اين مجلس رد شد . قراردادى كه همه ميدانيم ، چقدر براى مملكت مضر بود ، و آثارش تا موقع انعقاد مجلس باقى بود . ( از طرف بعضى قرارداد يك كاغذى بود ولى تحميلاتش عملا هست ) پليس جنوب كه از آثار مشئومهء قرارداد بود ، ملغى و مستشار كه تا موقع انعقاد مجلس ، در خانهء من و شما و همه بود ، لغو گرديد . اينها تمام به بركت وجود اين مجلس بوده است . چرا خدمات را قدردانى نكنيم ؟ و اما در كارهاى ديگر هم كه هميشه شب و روز مشغول بودهاند ، اما عجالتا امنيت در دست كسى است ، كه اغلب ماها خوشوقت نيستيم . شما مگر ضعف نفس داريد اين حرفها را ميزنيد ، و در پرده سخن ميگوئيد ؟ ما بر هركس قدرت داريم . از رضاخان هم هيچ ترس و واهمه نداريم . ما قدرت داريم ، پادشاه را عزل كنيم رئيس الوزراء را بياوريم . سؤال كنيم . استيضاح كنيم . عزلش كنيم . و همچنين رضا خان را استيضاح كنيم ، عزل كنيم . ميروند در خانشان مىنشينند . قدرتى كه مجلس دارد ، هيچ چيز نميتواند مقابلش بايستد . شما تعيين صلاح بكنيد . مجلس بر هرچيزى قدرت دارد . مجلس بمنزلهء سى كرور نفوس است . آقايانيكه در اين مجلس بودند و آن وقايع بزرگ را ديدهاند ، از قبيل آمدن محمد على ميرزا و سالار الدوله ، با سى هزار نفر تا شش فرسخى ، ديگر از اين چيزها نميترسند . بنده عرض ميكنم ؛ مقاومت با اين مجلس غير ممكن است فقط چيزى كه هست اينست كه بايد تعيين صلاح را نمود . آقاى وزير جنگ منافعى دارد و مضارى هم دارد اينها را بايد سنجيد ، ديد منافعش بيشتر است يا مضارش و الا براى مجلس ، كه سلطنت تغيير ميدهد و كارهاى بزرگتر مىكند ، تغيير دادن وزير جنگ كارى ندارد . شما بنشينيد تعيين صلاح و فساد را بكنيد . بنده ميخواستم اين عرايض را ؛ در اطاق تنفس بكنم ، ولى حالا عرض ميكنم كه : دوصد گفته چون نيم كردار نيست . هى لايحه بخوانيد حائرىزاده هم بگويد : احسنت . اينها كار نيست . صلاح و فساد را بسنجيد و عمل كنيد . بنده تقديس ميكنم اين مجلس را كه از اول خدماتى كردهاند و لااقل ضررى نرسانيدهاند . اما در مسألهاى كه طرف دولت است ، دو هفتهء قبل عرض كردم ، كه قوام السلطنه را بياوريد از او سؤال نمائيد . قدما گفتهاند كه چند كس دعاشان مستجاب نميشود . يكى كسى كه نفرين كند در حق نوكرش زيرا وقتى از او راضى نبود بايستى اخراجش كند .