عبدالله مستوفى

539

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تا زود است ، بايد مجلس چاره‌اى بكند ، و بانقلاب ميدان ندهد . حكومت‌هاى نظامى بايد از مركز و ساير نقاط ، مرتفع بشود و بوزراء تذكر داده شود كه بوظايف يكديگر مداخله نكنند عوايد دولتى بايد ، از هر منبعى كه باشد توسط مأمورين ماليه ، بخزانهء دولت وارد و از آنجا مطابق تصويب مجلس ، بمصارف برسد . وزراء بايد ، هريك در حدود اختيارات و مسؤليت خود ، مشغول اصلاحات باشند . دولت را بايد تذكر داد ، و وادار كرد كه جدا مراعات قوانين اساسى مملكت را نموده ، و در اجراى قوانين موضوعه مصوبه از طرف مجلس مراقبت نمايند . در مركز و ولايات كسانى را كه يك تحريكات برجسته‌اى ، برضد آزادى و مشروطيت قلما و لسانا و عملا مينمايند ، شديدا تعقيب و بمجازات برساند . در حيرتم چطور مىشود ، در جلو چشم مأمورين دولت مشروطه ، علنا برضد مشروطيت و قوانين اساسى قيام و بدگوئى مىكنند . چرا دولت آن‌طور مأمورين وظيفه ناشناس را تحت مسئوليت درنميآورد ؟ و مؤاخذه و تنبيه نمينمايد ؟ در تبريز كه مهد آزادى است و مرتجعين قدرت نفس كشيدن نداشتند ، حالا در ظرف اين يكى دو ماه ، وضع آن‌جا طورى شده كه بعضى از مفتخورها ، علنا نفوذهائى بر عليه قانون اساسى و مشروطيت ميكنند و مامورين دولتى ابدا حرفى نمىزنند ، و ساكت نشسته‌اند . معلوم مىشود حكومت نظامى آنجا و يا ساير نقاط فقط براى جلوگيرى از اجتماع آزاديخواهان و مذاكرات آن‌ها و بالاخره خفه كردن آن‌ها ، برقرار شده است و الا علت ندارد ، كه از آزاديخواهان جلوگيرى بشود ، كه حرفهاى خودشان را نگويند ولى مرتجعين ، در اظهار عقايد مضرهء خود آزاد باشند . حقيقة وضع وكالت ما و اين دورهء تقنينيه چيز غريب و مضحكى است ما نبايد اينطور و تا اين اندازه در مقابل نقض قوانين و هزار بيقاعده‌گيهاى ديگر ، ساكت و صامت باشيم ، و اوضاع حاضره را ، با كمال خونسردى تلقى نمائيم . بايد قسمتى را كه در حفظ قانون اساسى و نظارت در اجراى آن اصول و مواد ساير قوانين موضوعه مصوبه ياد شده است ، هميشه در مدنظر بگيريم و بوظيفهء خود عمل كنيم . و الا نزد خدا و خلق مسؤل و در تاريخ مفتضح خواهيم شد و اعقاب ما را مورد طعن و لعن خواهند كرد . با آن‌كه آقاى رئيس الوزراء بآقايان متحصنين مجلس ، چندى قبل قول داده و تعهد كرده‌اند كه حكومتهاى نظامى را رفع و انجمنهاى ايالتى و ولايتى را مفتوح و در اجراى اصول قوانين اساسى جدا مراقبت فرمايند جاى بسى تعجب و تأسف است ، كه دايرهء حكومت نظامى ، تا آخرين نقطهء شمالى مملكت توسعه مييابد . آيا بمردم نبايد حق داد كه بهيچيك از اقوال دولت اعتماد و اطمينان نكنند ؟ مملكت ما وضع غريبى به خود گرفته است ، كه هيچ نميتوان بيكى از اشكال حكومتهاى دنياى امروزه ، تشبيه كرد . معلوم مىشود اولياى امور ما به كلى در خواب غفلت بوده و ابدا اطلاعى از دنياى امروزه ندارند . در نتيجهء همين اوضاع حاضره است ، كه اتفاقات اين چند روزه در تهران رخ داده است . البته دشمنان استقلال مملكت هم ، از اين مواقع استفاده خواهند كرد . اگر در پايتخت از آنهائى كه برضد اساس مشروطيت و قانون اساسى علنا صحبت ميكنند . جلوگيرى ميشد در ايالات و ولايات هم مرتجعين از بيغوله‌ها سر بيرون نمىكشيدند . تا پايتخت اصلاح نشود ، عادات و اخلاق در ساير ولايات ، خوب نخواهد شد . هروقت اساس پايتخت محفوظ ماند ، در اقطار مملكت هم محفوظ است . در خاتمهء عرايضم ، بنده پيشنهاد ميكنم ، كه هيئتى از طرف مجلس معين و راجع به اوضاع حاضرهء مملكت با وزراء داخل مذاكره و تعيين تكليف بكنند . و الا با اين وضع و ترتيب ، مملكت اداره نخواهد شد . »