عبدالله مستوفى

44

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ديانت حقهء اسلامى ، به حال كسى كه خيال بر باد دادن استقلال مملكت اسلامى را داشته است مسلما شامل نميشود . ميگوئيد : « دولت معظم انگلستان در عقيدهء جلوگيرى هرج‌ومرج ، و ايجاد امنيت و نظم در ايران با دولت شاهنشاهى ابراز موافقت نموده ، و حصول اين مقصود را موافق مصالح خويشتن يافته و در حدودى كه وضعيت عمومى اجازه ميداد ، از كمك با كابينهء اينجانب مضايقت ننمودند . » در زندگانى بين المللى ، كمك با همسايه وجههء نظر دول عالم و رفع هرج‌ومرج حتى ناامنى از راه مبادلات تجارتى ، متوجه همسايه هم شده ، و جلوگيرى از آن مسلما مستلزم منافع بيشمار براى آن دولت مىباشد . رد ما در اينجا ، رد موضوعى است ، و چنان كه در محلهاى خود بثبوت رسانده‌ايم ، قبل از رياست وزراء شما ناامنى فوق العاده‌اى در ايران نبوده ، و بخصوص هرج‌ومرج ، كه بهيچوجه در اين مملكت وجود نداشته است . مينويسيد : « اگرچه اين مساعدت از بعضى حيثيات مخصوصا از حيث اسلحه و مهمات نظامى ، رضايت‌بخش و تا آن درجه كافى نبود ، كه موفقيت اولياى دولت را در حفظ انتظامات زودتر و بيشتر محسوس نمايد ، ليكن همان مقدار كمكى كه با دولت ايران به عمل آمد قابل تقدير و در موفقيت دولت تأثير كامل داشت . مخصوصا ، مساعدت مالى در تأمين ارزاق و اقتدار دولت بر تأديه منظم مصارف جاريهء مملكت براى استقرار و بقاى نظم بموقع و نافع واقع گرديد . » قرض دادن با فرع صدى هفت تشكر ندارد . بلكه اين فرع را در اروپا ربح گران « اوزور » مىدانند ، و اين ربحى است كه دندان گردهاى بنى اسرائيل هم در معاملهء با اشخاص پدر مرده يا نيمه ورشكست جرأت تقاضاى آن را ندارند ، و حتى در بعضى از ممالك تقاضاى اين اندازه ربح را بر خلاف قانون محسوب داشته ، مرتكب را محاكمه و مجازات ميكنند . فروش اسلحه كهنه و مهمات بعد از ختم جنگ و رفع حاجت آن هم از طرف دولت تاجرى مثل انگلستان ، كه هيچ امتنان ندارد ، سهل است ، معمولا كميسيون و حق الدلاله هم باشخاصيكه سر اين معامله را بتوانند بهم بياورند ميدهند . اما اينكه مدعى هستيد كه كمكهاى مالى انگليس بموقع و نافع واقع شد اگر اجازه فرمائيد ، ميخواهيم سؤال كنيم : براى كى نافع شد ؟ ولى خواهش داريم در جواب ما نفرمائيد براى مملكت ، زيرا در اين صورت ما را مجبور خواهيد كرد كه آنچه سابقا در خصوص طرز رفتار اسلاف شما نوشته و ثابت كرده‌ايم كه آنها با عايدى مملكت ، مملكت را در سال قحطى اداره ميكردند ، تكرار كرده ، حساب مهمانى شهر تهران را در خصوص ادارهء ارزاق ، از سر بگيريم ؛ و راجع بقلع و قمع اشرار كاشان و اصفهان هم ، داخل مبحث متروكات آنها شده وارث عملى اين قطاع الطريقها را كه از