عبدالله مستوفى
503
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
نداد و شجر الواعظين را براى انتقاد از مشير الدوله بمجلس و صحن بهارستان هم فرستاد سهل است در ماه رمضان كه مردم براى وقت گذراندن بمساجد ميرفتند ، عدهاى را برانگيخت كه در اين مكانهاى پرجمعيت بكرسى برآيند ، و بمشير الدوله در ضمن نطق توهين كنند چنان كه روز 20 رمضان ، 11 ثور ، چند نفر از اين قماش ناطقين در مسجد سپهسالار دست به كار هم شدند ، منتها مردم آنها را هو كرده نگذاشتند چيزى از نطق آنها شنيده شود . سقوط كابينهء مشير الدوله از كارهاى كميسيون دوازده نفرى اطلاعى در دست نيست . بر فرض اينكه تصميماتى هم گرفته باشند روى مسودهها مانده و هنوز به نتيجهاى نرسيده بود . سردار سپه كه تا اينوقت ظاهرا اقدامى بر ضد مشير الدوله نميكرد ، مصمم شد كه بىنتيجه بودن تصميمات اين كميسيون را به اعضاى آن حالى كند . بنابراين بوسيلهء سالار نظام و محمود آقا خان حاكم نظامى شهر پيغام زنندهاى براى مشير الدوله فرستاد . روزنامهء حقيقت « 1 » راجع باختلاسهاى سردار اعتماد رئيس قورخانه كه در دورهء قبل بمناسبت ساختن آتشبازى اعياد ، او را سردار فشفشه موسوم كرده بودند ، شرحى نگاشته و ضمنا سردار سپه را طرف حمله قرار داده بود . سردار سپه ميخواست ، اين روزنامه توقيف شود . مشير الدوله اين كار را صلاح نميدانست . آقاى وزير جنگ ، بوسيلهء دو نفر سابق الذكر براى مشير الدوله پيغام داد كه يا روزنامه را توقيف كنيد ، يا ميسپرم ديگر شما را بهيئت وزراء راه ندهند . البته اين پيغام ديگر چيزى نبود ، كه مشير الدوله در مقام آن سكوت اختيار كند . بنابراين ، در 18 ثور ، تلگراف استعفاى خود را براى سلطان احمد شاه فرستاد . بحران خبر استعفاى مشير الدوله مردم را خيلى متأسف كرد . زيرا همگى ميدانستند كه اگر كار بر وفق مرام و سردار سپه اصلاحپذير بود ، مشير الدوله از كار شانه خالى نميكرد . اگرچه سردار سپه منكر پيغام خود شده و مفهوم گفتههاى خود را تعبير و در لفظ آن هم تغييرى كه ملايمتر بود قائل شده سهل است ، اقداماتى هم در پس گرفتن اين استعفا كرد و حتى خودش هم به منزل مشير الدوله رفت و مشير الدوله هم ظاهرا اين تعبير و تغيير را باور نمود ، ولى همچنان در تصميم خود باقى ماند . كميسيون دوازده نفرهء مجلس هم آنچه رفتوآمد كرد تاثير ناپذير ماند . حتى وقتى كه شاه از پاريس براى تعيين رئيس الوزراء تلگرافا تمايل مجلس را تحقيق كرد و مجددا مجلس بمشير الدوله اظهار تمايل نمود و شاه هم مجددا به او تلگراف و تكليف قبول رياست وزراء كرد ، باز هم زير بار نرفت و مجددا تلگراف استعفا براى شاه فرستاد . شاه ناچار ، براى دفعهء دوم تمايل مجلس را پرسيد . مجلس اين بار بقوام السلطنه متمايل شد و در تاريخ 26 جوزا ، يعنى پس از سى و نه روز بحران ، كه جز دورى شاه از ايران هيچ باعثى نداشت ، قوام السلطنه كابينهء خود را بمجلس شوراى ملى معرفى كرده ، مشغول كار گرديد .
--> ( 1 ) - گويا نويسندهء اين روزنامه پيشهورى بود و البته مثل روزنامهء پيكار بخرج سفارت روس اداره ميشد و سردار سپه از اين راه پاپى آن شده بود . منتها مشير الدولهء احتياط كار صلاح نميدانسته است كه انگشت بلانهء زنبور كند .