عبدالله مستوفى

487

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

حملات شخصى آنها و تحريك باطنى ايادى سايرين شده است ، اينست كه بدوا از استفهام و ذكر اين سؤال ناچارم . آيا با حضور من ، مسبب حقيقى كودتا را تجسس كردن مضحك نيست ؟ اگرچه من بصفاى نيت و خلوص عقيده و احساسات ايرانيت و ايران پرستى خود تكيه داده ، خداى بصير و وجدان بىآلايش را سرلوحهء رفتار و عقايد خويش قرار داده‌ام ، و هر چشم بينا و گوش شنوائى را بمحكمهء قضاوت دعوت ميكنم ، و باضافه ، منتشرات اوراقى را كه ارتباط بهر مسلك و جمعيتى مطرود ، و نمايندهء احساس ساختگى ( نه فكر ) يكفرد واحد شناخته ميشوند ، در درجهء صدم از اهميت تشخيص خواهم داد معهذا صاحبان همين اوراق هم خوبست ، بجنبهء فكرى خود ، اگر متكى بيك معلوماتى است ، مراجعه كرده ، عمدا اشتباه نكنند كه موضوع مهم كودتا در دسترس اقدام هركسى نبوده ، اشخاصى مىتوانستند مبادرت به اين اقدام نمايند ، كه ظلم خارجى و بىلياقتى زمامداران داخلى را از روى قلب و عقيده تشخيص داده باشند ! كسانى مسبب اين اقدام ميتوانستند بشوند ، كه تمام عمر خود را جزو صف و قشون صرف كرده ، اغراض حقيقى مستشاران خارجى را ، از هر طبقه و صنفى بودند در خرابى بنيان اين مملكت ، عملا استنباط كرده باشند . اشخاصى ميتوانستند ، در مقام اجراى اين مقصود برآيند كه مدت العمر در كوه و بيابانها جان خود را در راه اين مملكت بر كف دست گرفته ، و تشخيص داده باشند كه زمامداران نالايق پست‌فطرت ، تمام آن فداكاريها را به هيچ شمرده ، و تمام زحمات صاحبمنصبان و افراد قشونى را فداى صد دينار منفعت خود نموده‌اند . آرى ! هركس نمىتوانست پردهء اين شئامت كارىها را دريده ، دستهاى خارجى را از گريبان اين مملكت بيچاره قطع ، و بخودسرى و بىلياقتى و منفعت‌طلبى مزدوران داخلى خاتمه دهد . اين يك فكرى نبود كه در اثر گردش در باغ گلستان و اطاقهاى گرم انشاد شده باشد . كسى را در اين مورد ياراى اقدام و عمل بود كه بدبختى و بيچارگى نفرات زحمت‌كش قشون را در جلوى چشم ، بطور عبرت ديده ، و تمام آن بيچارگىها را با تعيشات لااباليانه ، و هيولاهاى غريب و عجيب كرسىنشينان تهران ، موازنه ، كرده باشد . بىجهت اشتباه نكنيد و از راه غلط مسبب كودتا را تجسس ننمائيد . با كمال افتخار و شرف بشما ميگويم ، كه مسبب حقيقى كودتا منم ، و با رعايت تمام اين معنى ، اين راهى است كه من پيموده‌ام و از اقدامات خود ابدا پشيمان نيستم . اگر على الظاهر ، يكى دو نفر را ديديد كه چند صباحى عرض اندام كردند ، و سطحا راهى پيمودند ، نه اين بود كه اعماق قلب آنها در نظر من مخفى و مستور باشد . همه را مىدانستم ، و استنباط كرده بودم فقط احتياجات موقع مرا ملزم ميكرد كه موقتا دست خود را بر سينهء آنها آشنا نسازم . تا زمانيكه ايران را آئينهء فداكارىهاى خود قرار داده ، و نامحرمان را از محمل انس خارج سازم ، چنان كه ديديد و شنيديد . اينك اگر بمسبب حقيقى كودتا اعتراض داريد ، بجاى آنكه هرروز در اوراق جرائد بمقام تفتيش و تفحص برآئيد ، بدون انديشه ، مستقيما به من مراجعه كرده ، با نهايت مهربانى اعتراضات خود را از من جواب گرفته ، و آنچه را كه خودتان هم ميدانيد ، و قلبا تصديق ميكنيد دوباره از من بشنويد ، و چنان كه گفتم ، اثرات دورهء انحطاط متأسفانه الفاظ و لغات را قائممقام معانى و حقائق قرار داده ، و كمتر كسى است كه بخواهد ، وارد در مرحلهء حقيقت