عبدالله مستوفى

486

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

كارشكنىهاى عمدى مثل اين است كه سردار سپه ميخواهد باضداد خود حالى نمايد كه بيهوده به خود عذاب و اين شخصيت وجيه را براى جلوگيرى از او زحمت داده‌اند . با وسائلى كه او در اين يك ساله بدست آورده است ، هيچ قدرت و وجاهتى نميتواند در مقابل ارادهء او مقاومت نمايد ، و به همين جهت ، در دورهء اين كابينه ، دست بكارهائى زده است كه تاكنون سابقه نداشته ، و گوئى در اين تجاوزات ، تظاهر بيش از پيش بردن مقصود مداخله دارد . مثلا همه ميدانستند كه اوضاع كشور مستلزم تقويت قوهء نظامى است ، كه قدرت دولت را در همه‌جا برقرار كند ، و بر اثر همين فكر ، هركس رئيس الوزراء بود انقد وجوه را براى قشون تخصيص ميداد ، و سردار سپه حاجتى بگماشتن مأمورين نظامى برادراتى كه از آنها عايدى منظمى وصول ميشد ، نداشت . باوجوداين ، فرستادن محمد طاهر خان بادارهء انبار و باز نخواستن او بعد از رياست وزراى مشير الدوله ، جز تظاهر در مداخلهء در ساير دواير دولتى داراى نتيجهء عملى نبود . مسبب كودتا منم سوم حوت 1300 ، و سر سال كودتاى 1299 نزديك ميشد . روزنامه‌ها بعنوان پيش‌رس ، در اطراف حادثهء پارسال شروع بزمزمه كردند و راجع بمسبب واقعى آن ، مقالاتى نوشتند ، و تشريحاتى كردند . يا بقول فرانسه‌ها ، نقطه‌هاى روىئى گذاشتند . البته بعضى از آنها نسبت بسردار سپه كنايات و اشاراتى هم به كار بستند ، كه با طبيعت استبدادى او سازگار نبوده از طرف ديگر ، در اين يك ساله ، و در نتيجهء كودتا پيشرفتهائى هم در قدرت دولت حاصل شده بود ، كه اگر سردار - سپه خود را عامل اصلى آن معرفى ميكرد ، افتخار آنها هم حقا به او تعلق ميگرفت . اين بود كه در تحت عنوان ابلاغيهء وزارت جنگ ، در تاريخ اوايل 1300 ، بيانيه‌اى به امضاء سردار سپه منتشر شد . اين ابلاغيه ، البته اثر قلم شخص سردار سپه نيست . ولى ، چون دستور مطالبى كه بايد در آن مندرج شود ، مسلما از طرف شخص او داده شده است آوردن عين آن در اينجا ، براى دانستن طرز فكر او در اين روزها شايد بيفايده نباشد . اينك عين ابلاغيه : ابلاغيهء وزارت جنگ « از آنجائى كه ، اثرات دورهء انحطاط : مفهوم و معانى عقايد را از اغلب سلب كرده ، و يكرشته كلمات و الفاظ خالى از معنى ، قائم‌مقام حقائق قرار داده است ، و از آنجائى كه بواسطهء همان تأثيرات تدنى و انحطاط اغراض انفرادى بالمره جاگزين سعادت جماعت شده است ، اينست كه در بعضى از جرائد مركزى پس از يكسال تمام كه از مدت كودتا گذشته ، تازه ديده مىشود كه مسبب حقيقى كودتا را موضوع مباحث خود قرار داده ، و در اطراف آن قلمفرسائى ميكنند . من اگر ميدانستم ، كه جرائد مذكوره قائد عقايد جمعيت و پيشواى افكار امت شناخته ميشوند . و از روى منطق و برهان ميخواهند ، وارد در فلسفهء ظهور كودتا بشوند فوق العاده مشعوف ميشدم ، كه اصل سبب را بمعرض افكار عمومى گذارده ، و حقايق را بىپرده آشكارا سازم . اما چون از ارتباط مدلول بعضى از جرايد ، با افكار ملى و عمومى مردد هستم ، و بعلاوه ، بطور قطع و وضوح ميبينم ، كه اين موضوع مهم وسيلهء سوء استفادهء ارباب جرائد مزبور ، و بروز اغراض و