عبدالله مستوفى
485
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
گمرك گمرك همچنان در دست بلژيكىهاست و بواسطهء همان طرز عمل كه در خزانهدارى مرنا در صفحهء 361 تا 364 جلد دوم « شرح زندگانى من » به آن اشاره كردهام ، و با نگاهدارى جمهورى خود باز هم مثل سابق در اين اداره مشغول كارند . اگرچه حالا كه حمايت روسها از آنها از بين رفته است ، بايد اقتدار وزارت ماليه بر آنها بيشتر از زمان نوز و مرنار شده باشد ، ولى آقايان چنان ماهرانه جمهورى گمرك را از وزارت ماليه مجزى نگاه ميدارند ، كه عملا هيچ تفاوتى در اختيارات آنها حاصل نشده ، هرچه بخواهند ميكنند . وزراى ماليهء ما هم ابدا بفكر اين اداره نيستند . حتى ، ادارهء تشخيص عايدات كه برحسب اسمش بايد مداخلهاى هم در اين كار داشته باشد ، جزئى اطلاعى از اين ادارهء مرموز ندارد و به همان وضعهاى سابق آنچه ارادهء آنها تعلق بگيرد ميپردازند . معهذا ، بايد گفت كه عايدى اين اداره بعد از تعرفهء جديد گمركى ، كه بر اثر قرارداد وثوق الدوله بسته شده و فعلا برقرار است ، خيلى زيادتر از ادوار گذشته شده است ، و همين زيادى عايدات است كه بلژيكىها را از تفتيش دقيق در عملياتشان معاف نموده ، و توانستهاند اين جمهورى سرى را كماكان در وزارت ماليه نگاهدارى كنند ، و حتى يكى از آنها مليتور برادر مليتور ادارهء ارزاق كابينهء وثوق الدوله ، بادارهء پست هم رخنه كرده ، و در آنجا هم حيفوميلهائى به خود اجازه داده است ، كه تازه آفتابى شده و شر او را از سر اين اداره كندهاند . ضرابخانه ادارهء تشخيص عايدات ضرابخانه را كاملا تحت نظر گرفته ، و از خرابكاريهاى جانشينهاى لاواشرى ، كه شرح عمليات او را در ابطال الباطل نوشتهام ، جلوگيرى به عمل آمده و اگر در اين كارخانهء پولسازى سكهاى بزنند ، از حيفوميل مصون و از خرج تراشىهاى بيمصرف تا حدى مأمونست . زيرا سفارت روسى ، كه از رئيس بلژيكى آن حمايت كند نيست ، و كار بمحور طبيعى خود گردش مىكند و اين اداره از مداخلهء بيگانه و دزدان شريك قافله خلاص شده است . طلا و نقره در كشور فراوان ، و قران نقره از قرار هر چهل تائى يك استرلنگ ارزش دارد . قيمت گندم بين پانزده تا بيست تومان ، و ارزاق فراوان و زندگانى مادى مردم مرفه است . يك قسمت اين ترفيه مديون نگذشتن معاهدهء تجارتى با روسيه بالشويك است ، كه چون كالاهاى داخلى صادر نميشود ، طبعا ارزان شده است . نگذشتن پيمان تجارتى هم بواسطهء اختلاف طرز كمونيست با دمكراسى ايران است كه از طرف آنها خريدار و فروشنده منحصربفرد ، و از جانب ايران متشتت است و به همين جهت ، تاكنون نتوانستهاند راهى كه از ضرر اقتصادى ايران جلوگيرى كند ، فكر كنند . در آتيه باز هم محلى گير مىآورم ، كه در اين زمينه توضيحات كافى بدهم . فعلا لازم است ببينيم ، مشير الدوله با اين ملا كريم كابينه چه كرد ؟ آيا توانست جلو زيادهرويها و تجاوزات او را نسبت بساير دواير ، بخصوص ماليه بگيرد ؟