عبدالله مستوفى

476

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

كه لامحاله اين دسته همين كه بوزارت و رياست ميرسند ، بوسيلهء همين ، قانون مىتوانند جلو هجوم اشخاص بىمصرف را بوزارتخانه و اداره بگيرند . ولى بعقيدهء من ، بايد اين قانون را بالمره كنار گذاشت ، و طرح نوى ريخت ، كه مثل قانون پيشنهادى ما شامل تمام واحدهاى فنى و ادارى باشد ، و شرايط ورود و توقف در هر رتبه را بتناسب دانشهاى لابد منه كار ، تعيين كند و تجديد نظرى هم در مدت توقف در هر رتبه ، به عمل آيد تا قدرى از عدهء مدير كل‌هاى بىاداره كاسته شود ، و مديران كل ادارات ، واقعا مردمان پختهء همه چيز تمامى بشوند ، و شرايط استخدام سختتر شود ، كه با شليه‌ها و ليسانسيه‌ها و دكترهاى ما ، به كارهاى خصوصى مولد ثروت بيشتر از استخدام دولتى ، توجه كرده ، بر آبادى كشور بيفزايند و يك قرارى هم براى دست بسر كردن اينهمه سپهسالار بى لشكر ، يعنى مديران كل بىاداره ، و تابين‌هاى بنه‌پا ، يعنى افراد بيكاره ، كه جز گرفتن حقوق ادارى و تلف كردن عمر كارى ندارند بدهند « 1 » تا هم آنها را از بطالت و اكل ميته خلاص كنند ، و هم ادارات دولتى را از دار العجزه بودن بيرون آورده ، و براى آينده كارگران لايق و مديران كافى بسازند . چهل سال بخرج اين ملت ستم‌كش شوخى كرديم بس است . در قرن اتم لازم است بيشتر از اينها جدى باشيم ! تا حضرت اشرفها چگونه فكر كنند ؟ اشتغال من برياست ديوان محاكمات ماليه در اواخر دلو 1300 يكروز باز تلفون صدا كرد . از وزارت ماليه احضارم كرده بودند . معلوم شد آقاى ميرزا رضا خان نائينى را كه از مدعى العمومى ديوان تميز ، برياست ديوان محاكمات ماليه طلبيده بودند بعد از يك ماه تصدى اين شغل خودش يا وزارت عدليه شغل سابق را براى او مناسب‌تر دانسته و براى ديوان محاكمات ماليه مرا در نظر گرفته‌اند . منهم چون قوانين و نظامات قديم و جديد ماليه را كاملا زير چاق داشتم و از عهدهء اين خدمت به خوبى برميآمدم ، بدون نك‌ونال « 2 » و گرفت‌وگير « 3 » اين شغل را پذيرفتم و از فردا صبح باينكار مشغول شدم ، و بعد از چند روزى فرمان رياست ديوان محاكمات ماليه را به امضاء و صحهء اعتضاد السلطنه ، برادر بزرگتر سلطان احمد شاه كه به علت شاهزاده نبودن مادرش ، از سلطنت و ولايت عهد محروم شده ، و در غياب شاه و وليعهد كارهاى درجه دوم و تشريفاتى سلطنت را اداره ميكرد ، دريافت داشتم . در اين دوره با اينكه در قوانين هريك از وزارتخانه‌ها ، و از جمله قانون تشكيلات ماليه

--> ( 1 ) - در قشون سابق عده‌اى كه خيلى بىمصرف بوده و حتى مشق نظامى را هم نميتوانستند ياد بگيرند ، به آنها حقوق كمترى ميدادند و در مواردى كه باقى براى مشق ميرفتند ، اينها را براى نگاهبانى اثاثيه و بنه در سربازخانه يا اردو ميگذاشتند و اين جمله از اين مثل « در مواجب گرفتن سرتيپ است و در كار كردن بنه‌پا . » به خوبى واضح مىشود . ( 2 ) - نك‌ونال كردن ، زق‌زق كردن ، زوكه زدن ، نقه زدن ، كنايه از اظهار عدم رضايت از كار است . ( 3 ) - گرفت‌وگير كنايه از اشكال تراشى است .