عبدالله مستوفى
475
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
از مهمانها مضمون بكرى بنظرش رسيده ميگويد رفقا ! ببينيد ملا چقدر . . . خور ( ممسك ) است كه براى چاه ضرورى خود هم دروبند و قفل فكر كرده است ! ملا عبد اللّه ميگويد خير ! اشتباه ميكنيد ! اين كار براى آنست كه بعضى از مهمانها . . . زيادى نخورند و اشتهاشان كور شود و غذا نتوانند بخورند . در آن دوره كه براى هر مسافرت بزرگ و كوچكى ، آبدارى و قبلمنقل مرسوم بوده يكى از لوازم هم يابوى حامل آنها بوده و در هر طويلهاى يكى دو سر يابو براى آبدارى و قبلمنقل از لوازم اعيانيت بشمار ميآمده است . اين يابوها بايد قوى بوده ، و بتوانند آبداريهاى بيست سى منى را با آبدارها كه چون اكثر در گوشهء آبدارخانه نشسته و چرب و شيرين زياد ميخوردند و مثل حاجى آقاهاى امروز مردمانى تنومند و شكم گنده از كار در ميآمدند بكشند و همچنين بايد راه وارهم باشند ، كه بتوانند ، نزديك ظهر نهار را از آشپزخانه به نهارگاه برسانند . سئيسهاى آن دوره بتجربه ثابت كرده بودند كه بهترين مالها براى اين كار يابوى تاتوى بخارائى است . اين يابوها را از تركستان ، بخصوص بخارا براى تجارت بخراسان ميآوردند و يكى از سوقاتهاى واليهاى خراسان براى رفقاى خود يابوى تاتوى آبدارى بود . اين يابوها باصطلاح سئيسى چهار دانك و نزديك به زمين و بخولق دست و پاى آنها خيلى كوتاه و سم آنها چراغى « 1 » و دم و يال و كاكلى بسيار خشن و پرپشت و بلند داشتند كه گاهى يال آنها تا روى زانوشان ميرسيد . در ميان رفقاى ملا عبد اللّه شخصى بود ملقب بشيخ الاسلام . شيخنا ريش پرپشت پهن دراز زبرى داشت ؛ كه تمام سينهء او را تا پرشال ميپوشاند . روزى رفقا دسته جمع بيكى از باغات حولوحوش ميرفتند . از در خانهء اعيانى گذشتند ، كه يكى از اين تاتوها را كه يالش تا روى زانويش رسيده بود ، بحلقهء در بسته بودند كه مثلا آبدارى آقاى خانه را بر آن بار كنند . چشم ملا عبد اللّه كه بيابو افتاد گفت : رفقا ! اين هم شيخ الاسلام يابوها است ؟ . . . بايد ، به اين پيشخدمتهاى رتبه نه هم ، بقول ملاى خوشنويس رنانى مدير كل پيشخدمتها نام داد . نميدانم چه بايد كرد كه وزراى ما اينقدر در قانون باغچه نروند ، و با معلومات و حيثيت اشخاص بازى نكنند ، و براى احكام بيقاعدهء خود ، حد و اندازهاى برقرار كنند ! بارى ، قانون استخدام كشورى با همهء كوتاهى و نارسائى كه داشت خيلى جلو هرج و مرج ادارى را كه در آن روزها هم مثل اين روزها روزافزون زياد ميشد گرفت و حد و سدى در وزارتخانهها برقرار كرد . امروز هم ، با وجود حملههائى كه به آن وارد آمده و آن را از مقصود اصلى دور تر كرده است ، تكيهگاه خوبى براى وزراء و رؤساى پاىبند بقانون است
--> ( 1 ) - سم اسبها عموما آنجا كه وصل به بخولق مىشود ، باريكتر از آن قسمتى است كه با زمين تماس دارد . سم اين يابوها ، برعكس قسمت مماس با زمينش باريكتر و شبيه بچراغ روغن چراغى و به همين جهت به آنها چراغسم يا چراغىسم ميگفتند .