عبدالله مستوفى

420

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ايران خارج مىكنند ، اين حكومت دست‌نشاندهء آنها بتواند سرپا بند شود و سر باطاعت تصويبنامهء هيئت وزراء درنياورد . چنان كه وقتى بالاخره اين روز فيروز رسيد ، هنوز هم كشور ايران را در هيچيك از نقاط خالى نكرده بودند كه از اين روز تازه برفتن و جابجا شدن شروع كردند . از آذربايجان هم ظاهرا رفتند ، ولى چون دولت ايران از اين قسمت كشور خود بىاطلاع بود ، براى آنها مانعى نداشت كه افراد و افسران خود را با تغيير لباس ، و زمين گذاشتن اسلحه در آنجا نگاهدارند تا در موقع لزوم باش‌وزيرى آذربايجان بتواند از آنها استفاده كرده برضد دولت مركزى بطغيان خود ادامه بدهد . بالاخره خاك ايران در شانزدهم ارديبهشت سال 1325 بعد از دو ماه و پنج روز اقامت نامشروع ، آن هم با اين كيفيت از قشون روس ظاهرا پاك شد . البته اعلان رسمى آن هم ، به جهت همين تأخير و مماطله‌ها ديرتر از موعد افتتاح جلسهء شوراى امنيت بجناب آقاى حسين علا نمايندهء ايران رسيد . چنان كه در روزى كه كار ايران مطرح شد گروميكو نمايندهء روس باز هم بدروغ اظهار داشت كه خاك ايران را ما تخليه كرده‌ايم و بايد شكايت‌نامهء ايران از دستور خارج شود . آقاى علا جواب گفت ، تاكنون تخليه نشده و در اين زمينه به من خبرى نرسيده است . باز در اينجا هم گروميكو بسنت سنيهء كمونيستى ، قدرى درى ورى گفت و شوراى امنيت موضوع را بجلسهء بعد موكول كرد . در فاصلهء دو جلسه ، بعد از آنكه بالاخره كار تخليهء ايران با همان وضع ناقص سروصورت گرفت ، خبر آن بآقاى علا رسيد و در روز جلسهء بعد اعلام شد . در اينجا باز گروميكو اصرار داشت كه اصل شكايت ايران مسترد شود . شوراى امنيت پذيرفته شدن اين تقاضا را موكول بتقاضاى نمايندهء ايران كرد . آقاى حسين علا حقا جواب گفت : من چنين مأموريتى از طرف دولت خود ندارم . گروميكو باز هم با درى وريهاى خود ميخواست كار را ختم شده وانمود كند . ولى شورا گوشى به اين ياوه‌گوئيها نداد و بث الشكواى ايران در دفتر شوراى امنيت ماند و مطلب به همين جا ختم شد . اما روسها به خوبى دانستند كه تمام ملل عالم از اين رفتار آنها عصبانيند و به خوبى حس كردند كه باقى گذاشتن شكايتنامهء ايران در دفتر شوراى امنيت براى كار آذربايجان است ، زيرا تا اين كار بسامان نميرسيد ، حقا شكايت ايران باقى ميماند و نمىشد اين بث الشكوى را خاتمه يافته دانست . طرز صحبت و ورود و خروج اين روزهاى نمايندگان روسيه ، در اين مجالس بين المللى ، و منطق نفهمى آنها واقعا بسيار مضحك ، و مثل اين است كه فقط از دولت سر ديوارهاى گوشتى ، يعنى افراد قشون سرخ كه بيچاره‌ها جز براى مردن به اين جنگ نمىرفته‌اند بوده ، كه اين فتح براى عالم بشريت حاصل شده است . گوئى ميخواهند تمام ملل عالم را با شتلم‌هاى خود مرعوب كنند . مثل دلقك‌هاى سيرك خود را به لباس عجيب و غريب مىآرايند و گذشته از منطق نفهمى در سوءظن تظاهرهاى بسيار خنك بىموضوع ميكنند موضوع درخت صنوبرى كه محاذى اطاق كار مولوتف در قصر لوكسانبورك ( محل شوراى