عبدالله مستوفى
415
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ختام جنگ با ژاپون ، مقدار زيادى از قشون خود را از ايران خارج ، و بعد از تسليم ژاپون ، عمليات تخليهاى خود را سريع نمودند . ولى توجه كردند ، كه همپيمان ديگرشان ، يعنى روسيه ، مثل اين است كه بتاريخ تخليهء قطعى كه دارد نزديك مىشود ، توجهى ندارد . زيرا هيچگونه اقدامى كه دليل بر خيال ترك گفتن ايران باشد ، از آنها مشاهده نميشود ! تا اينكه بالاخره ، به زبان آمده پرسيدند : « ما ميرويم ؛ شما كى خواهيد رفت ؟ » روسها جواب دادند « تا آخرين روز سررسيد تاريخ مندرج در پيمان ؛ خواهيم ماند ! » البته اين ماندن بى جهت در خاك دولت متحد ، حقا موجب سوءظن دولتين ، بخصوص انگليس شد ، و در بردن قشون خود قدرى پا سست كرد ، ولى در هرحال ، تدارك خود را طورى ديد كه يكى دو روز قبل از موعد ، يعنى 11 اسفند 1324 يك سرباز هم در ايران نداشته باشد . البته دولت ايران هم كه از روسها راجع برفتن قشون آنها استعلام نمود ، و همين جواب را شنيد و چارهاى جز انتظار 11 اسفند نداشت . دولت ايران تمام خرابى اوضاع آذربايجان را تحمل ميكرد ، و روز ميشمرد كه اين مدت سپرى شده ، و موعد برسد و از اين مخمصه خلاص شود . حالا در اين ضمنها حكومت « خودمختار » آذربايجان البته بدستور مؤسسين اصلى در ورقپارههاى خود كه به زبان تركى يعنى زبان رسمى حكومت خود مىنوشتند و روزنامههاى تودهاى تهران و ايزوستيا و پراوداى مسكو و حتى راديو مسكو مندرجات آن را با آبوتاب تمام ترجمه و تعبير ميكردند چه ياوهسرائىها و چه لاف و گزافها نسبت بعمليات خود و چه هتاكيها و رذالتها نسبت بحكومت مركزى تهران معمول ميداشتند ؟ قلم من از شرح آن عاجز است ! همينقدر مينويسم ملت حقيقى بخصوص برادران آذربايجانى چه آنها كه در تبريز مانده و چه آنها كه بتهران آمده بودند خون ميخوردند و انتظار سررسيد موعد تشريففرمائى مسببين اين اوضاع را ميكشيدند كه بتوانند حق اين يكمشت خارجى و تودهايها را كنارشان بگذارند . بالاخره اين روز فيروز يعنى يازدهم اسفند 1324 رسيد ، ولى آقايان مهمانان عزيز نرفتند ، سهل است هيچ برفتگارها هم نمىمانستند و سفت و سخت سر جاهاى خود نشسته بودند و حتى براى اينكه دولت ايران مخاطبى نداشته باشد سفير كبير و تمام كاركنان سفارت آنها جاخالى كرده بچاك زدند و دولت ايران را با علىاف و يعقوباف قفقازى كه هيچ معلوم نبود در سفارت شوروى چه محلى از اعراب ديپلوماتيكى دارند و چه ارزشى ميتوان با فعال و اقوال آنها داد ، مواجه كردند . بطوريكه دولت ايران نميدانست پرتست خود را در اين نقض پيمان بكى بدهد ! دولت ايران ، مدتى قبل از سررسيد موعد تخليهء ايران از قشون خارجى و در كابينهء اول حكيمى بعنوان مقدمه چند گروهان بزنجان فرستاده بود كه تا وقتى « سرخر » خارجى از بين ميرود هستهء قوهاى در اين شهر داشته باشد . نظاميهاى روسى در شريفآباد قزوين مانع حركت آنها به سمت زنجان شده بودند . راديو مسكو اين اعزام نيرو را سبب ايجاد خونريزى در تبريز اعلام ميكرد ! و روزنامههاى تودهاى تهران همپاى اين نغمهء ناموزون