عبدالله مستوفى
33
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كار مخارج را مهمسازى نمايند . گذشته از اين دو سه ماه عقب افتادگى ، كه قهرا در آخر هر بهار بواسطهء تمام شدن منابع سال قبل ، و نرسيدن موقع وصول مالياتهاى سال نو ، اتفاق ميافتد ، دليل منقصت كار آنها نبوده ، و تدارك بينى شما هم در سر خرمن و بحبوحهء وصول ماليات ، چندان كار مهمى نيست . معهذا اگر شما هم رويهء آنها را اتخاذ كرده ، و با عايدات مملكتى اقساط عقب مانده را پرداخته بوديد ، باز هم حسن درايت و كفايت و كاردانى شما را تصديق داشتيم ، بلكه تحسين هم ميكرديم ، ولى فراموش نفرمائيد كه با ماهى سيصد و پنجاه هزار تومان پيش قسط فروش ايران ، كه از انگليسها گرفتهايد اين حسن كفايت از شما بروز كرده است . مينويسيد : « ابواب تجارت به كلى مسدود و همه كس براى ضروريات زندگانى نگران و سرگردان » مثل اينكه در دورههاى ماقبل آخر ، ابواب تجارت باز و هر قسم متاع خارجى در اين مملكت فراوان بوده است . يا امروز هم با وجود اينكه يكسال از تاريخ ختم جنگ گذشته است ، تفاوتى در اوضاع تجارتى اين مملكت حاصل شده ، و همه كس براى ضروريات زندگى نگران و سرگردان نيست ! نوشتن اين جمله در بيانيهء رئيس الوزرائى شايسته و در خور است كه در اين زمينه ، اقدامى هم كرده و عامه هم از اقدامات او نتيجهاى برده باشند . اقدامات شما ، در اين موضوع منحصر به اين بوده است ، كه مقاصد انگليسها را بعنوان منافع مملكتى اجرا كرده ، جلو مال التجارهء داخلى يا خارجى را ، كه تجار از اين مملكت به خاك عثمانى و روسيه و قفقاز و تركستان ميفرستادند ، براى اينكه دشمنان انگليس در مضيقه بمانند ، بگيريد و بعد از چند روز ، بطور استثناء جوازهاى خصوصى صادر نموده ، كيسهء خود و پارتىهاى طماع خود ، را كه به همه چيز بندند ، بر ضرر ساير مردم بخصوص تجار پر كنيد . ميگوئيد : « سختى ارزاق عمومى در مركز و ولايات ، با قيافهء فجيع خود ، حيات هيئت اجتماعيه را تهديد ، و قحطى و استيلاى امراض چرخ نظام اجتماعى و زندگانى افراد را متوقف . » نظر باينكه موضوع قحط و غلاى سال ئيلان 1296 خيلى موضوع نقادى شما شده ، و روزنامههاى مزدور شما بطرق مختلفه ، و خود شما در بيانيههاى خويش خواستهايد عوام فريبى نموده ، اين بلاى آسمانى را بعدم كفايت اولياى امورى كه در فاصلهء دو كابينهء شما ، زمامدار كارهاى مملكت بودند ، حمل نمائيد ، و گرسنگى خوردن مردم را پيراهن عثمان كرده ، تقصير آنها وانمود كنيد ، لازم ميدانيم ، در اين موضوع قدرى بسط مقال دهيم . قحط و غلاى سال ئيلانئيل 1296 ، و دو ماههء بهار سال يونتئيل 1297 نتيجهء پنجسال خشكسالى و تاخت و تاز قشون اجنبى در سرتاسر خاك ايران بود كه مايهء زراعتى را در كليهء اين مملكت بمرور تحليل برده و ته انبارها و ذخيرههاى شخصى و عمومى را