عبدالله مستوفى

398

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خرما به نمك زده « 1 » ، و جگرك به تنور مىچسباندند « 2 » ، از قضيه بوئى نبرده ، و همين كه مذاكره با نمايندهء كمپانى ختم ، و قرارومدار كار گذاشته شد ، رئيس الوزراء لايحهء پيشنهاد آن را تنظيم ، و تقاضاى جلسهء سرى ، و در اين جلسه مطلب را آفتابى كرد ، و بدون اين‌كه مجالى به خبرچينيهاى سفارتى ، كه در مجلس بودند داده شود ، جلسهء علنى تشكيل كردند ، و نظر بتقاضاى دولت ، فوريت لايحه تصويب ، و تا عصر همان روز تمام تشريفات مقدماتى كار به عمل آمده ، و در جلسهء ديگر علنى ، كه عصر مجددا تشكيل شد ، قانون واگذارى نفت شمال به كمپانى استاندارد اويل ، در يك ساعت و نيم از شب گذشته ، باكثريت قريب‌باتفاق ، از مجلس گذشت . ( 29 عقرب 1300 ) ، قانون مزبور داراى پنج ماده و مواد آن بقرار ذيل بود : 1 - مجلس شوراى ملى ايران واگذارى و حق استخراج نفت ايالات مفصلة الاسامى شمال را بكمپانى استاندارد اويل آمريكائى ، تصويب مىنمايد . نقاط مزبور شامل ايالات آذربايجان و استراباد و مازندران و گيلان و خراسان خواهد بود . 2 - مدت اين امتياز پنجاه سال خواهد بود . 3 - حقوق دولت ايران زائد بر صدى ده از كليهء نفت و مواد مستخرجهء از چاهها ، قبل از اينكه خرجى به آن تعلق گيرد ، خواهد بود . 4 - شرايط ديگر امتياز ، از قبيل تسعير حق دولت اگر صلاح بداند و پرداخت آن و طرز نظارت و تفتيش دولت در عوايد و شرايط ابطال كنندهء اين امتياز و ساير شرايط ديگر ، را دولت ، پس از مذاكره و تهيه ، براى تصويب مجلس شورايملى تقديم خواهد نمود . 5 - كمپانى مزبور حق نخواهد داشت اين امتياز را بدولت و شركت خارجى واگذار نمايد ، در صورت تخلف از اين ماده ، امتياز مزبور ملغى خواهد بود . فردا صبح ، كه اخبار ديروز مجلس ، در روزنامه‌ها منعكس شد ، تمام مردم بلااستثناء اين عمل دولت را تحسين كرده ، و تبريك گفتند . حتى ، كميتهء دمكرات هم ، كه بعد از اشتغال سران آن حزب به تشكيل حزب ديگر بود و نمود سابق خود را از دست داده ، و جز چند نفرى كه گرد هم جمع شده و رؤياهاى شيرين مىديدند چيزى نبود ، مشكل‌پسندى خود را كنار گذاشته ، و التفات كرده ، با قيد فقط از اين يك اقدام كابينهء اشرافى ( ؟ ) ، تمجيد

--> ( 1 ) - خرما بنمك زدن كنايه از كار و يا حرف بىفائده است كه كسى از راه فضولى براى خوش‌آمد شخص ذى نفع انجام دهد يا بگويد ، نظير ، كره به . . . ماليدن . ( 2 ) - جگرك به تنور چسباندن كنايه از اظهار جگرسوزى براى يكى از طرفين قضيه بر ضرر طرف ديگر است كه از راه فضولى به عمل آيد . نظير ، آش‌ولاش بودن . زخمهاى پرعرض و طول و عميق را كه مانند زخم سوختگى خيلى درهم و برهم و ناسور باشد بآش و لاش توصيف ميكنند .