عبدالله مستوفى

399

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نمود ، و از تمام ايالات و ولايات ، تلگرافات تبريك و رضامندى و تحسين برئيس دولت رسيد . قوام السلطنه درست فهميده ، و اين همه عجله و شتاب در گذراندن اين امتياز ، و دادن نفت شمال به كمپانى آمريكائى ، بسيار بمورد بود چنان‌كه همان مادهء چهارم قانون ، كه توضيح و تشريح جزئيات امر را بآينده محول مىكرد ، موجب شد كه دسيسه‌هائى ، از طرف ذينفع‌هاى خارجى و داخلى ، در اطراف آن ، به عمل آيد ، و سبب عدم كامروائى ، در اين مسألهء حياتى كشور بشود . از خوانندهء عزيز اجازه ميخواهم كه از سلسلهء حوادث جلو افتاده ، در همين جا سبب و جهت اين عدم توفيق را تشريح كنم و براى اين‌كه مطلب بهتر روشن شود ، سوابق اين كار را هم بعرض برسانم . در ابطال الباطل ، اجمالا از امتيازاتى كه خوشتار يا تابع روس ، از كابينهء اول وثوق الدوله ، 1295 ، گرفته بود ، اشاره‌اى كرده‌ام . در آن روزها ، روسهاى تزارى خوب مىدانستند ، كه مجلس شوراى ملى ايران ، هيچوقت رضا نخواهد داد كه بدولت و اتباع آنها امتيازى داده شود . زيرا از رفتار جائرانه و حرفهاى سربالاى خود ، نسبت بساير معاملات و امتيازاتى كه در دورهء حكومت استبدادى ايران تحصيل كرده بودند ، باخبر بودند . بنابراين يكى از كارهاى رايج آنها اين بود كه در ايام فترت ، و نبودن مجلس ، از دولتهائى كه بيشتر با آنها مساعد بودند ، موافقت‌نامه‌هائى ، راجع بمنويات خود ، تحصيل ، و حتى آنها را اجرا هم بكنند ، كه مجلس آينده با كار ختم شده مواجه شده باشد . چنان‌كه ، در راه‌آهن از جلفا به تبريز ، همين عمل را كرده ، و در سال 1331 ، بدون تصويب مجلس ، و هيچگونه تشريفات ، اين راه را ساختند ، و مجلس سوم هم ، كه مىدانيم در بحبوحهء جنگ جهانى ، 1914 - 1918 تشكيل و بر اثر مهاجرت منحل شد ، مجال اين‌كه آن را تصويب بكند ، يا نكند پيدا نكرد . تا اين‌كه ، در ايام فترت بين مجلس سوم و چهارم ، در كابينهء سپهدار اعظم ، بموجب قرارداد دوستى ايران و شوروى 1299 ، اصل راه‌آهن بايران منتقل گرديد ، و حاجتى بتصويب مجلس پيدا نكرد . لرد كرزن وزير خارجهء انگليس هم ، در قرارداد 1298 با وثوق الدوله ، در حقيقت ، همين كار را ميخواست بكند ، كه آن هم نماسيد ، و قبل از مجلس چهارم ، وسيلهء الغاى آن فراهم آمد . سنگ قبر خوشتاريا يكى از امتيازاتى كه خوشتاريا موافقت‌نامهء آن را از وثوق الدوله تحصيل كرده بود ، امتياز استخراج نفت شمال بود ، كه بدون تصويب مجلس ، مقدمات عمل را هم تا حدى تدارك ديده ، و شايد شركتى هم براى اين كار تأسيس نموده بود . ولى در كابينهء دوم وثوق الدوله ، از يكطرف ، از بين رفتن دولت تزارى ، و از طرف ديگر قرارداد كذائى وثوق الدوله ، كه اختيار همه‌چيز ايران را بانگليس‌ها واميگذاشت ، سبب شد كه اين موافقت‌نامه هم ملغى شود خوشتاريا قدرى اين سر و آنسر دويد ، و بقول صمصام السلطنه ، براى « خرجياتى » كه مايه گذاشته بود ، سروصدا راه انداخت . ولى بيهوده ! زيرا دولت روس . و سفارتى كه از او تقويت كند ، و اين مو را طناب نمايد در كار نبود . به او گفتند « پول عاشقى بكيسه بر -