عبدالله مستوفى

392

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

شما ، با اين طرز رفتار خود ، چه در حين جنگ و چه بعد از غلبه انسانيت را تا عهد حجر عقب برده‌ايد ! ! جز اين است ، كه ميگويند : در عهد حجر ، جنگ ميان دو قبيلهء مجاور جنگ افراد با افراد بوده ، و قبيلهء غالب ، تمام اراضى و دارائى و حتى افراد قبيلهء مغلوب را جزو خود ميكرده ، و در نتيجه ، دو قبيلهء يك قبيله ميشده است ؟ در صورتى كه آن بيچاره‌ها با چوب و چماق ، كه احيانا بسنگهاى نوك‌تيز يا دمه‌دارى مجهز بوده است ، جنگ ميكرده ، و نتيجهء آن ، جز چند تا سرودست و دك و دندهء شكسته ، و احيانا چند نفر كشته ، چيزى نبوده و اكثر رؤساى قبايل ، با جنگ تن‌بتن دعواى بين خود را خاتمه ميداده‌اند ، و وقتى كه يكى از رؤساى طرفين مغلوب ميشد ، طرف غالب فرقى بين افراد قوم مغلوب با افراد قوم خود ، نمىگذاشته و از آنها استمالت ميكرده ، و همه را بيك چشم مىديده است . آقايان ! عزيزان ! قدرى فجايع جنگ اخير را بخاطر بياوريد ، و حالا كه دور هم جمع شده ، و ميخواهيد ، ناسلامت ريگهاى گذشته را از دامن بريزيد « 1 » زياده‌طلبى بى جا را ترك گفته ، اينقدر حرص نزنيد ، و هواوهوس را كنار بگذاريد . و باز هم تكرار مىكنم ، چيزهائى را كه ملت شما به آن هيچوقت احتياجى پيدا نميكند ، آن هم بر ضرر ملل ضعيف ، كه هيچ مداخله‌اى در اين جنگ نداشته ، سهل است مثل ما كمك كار شما هم بوده‌اند آن هم از همديگر ( ! ) تقاضا نكنيد و در ضمن پيمان صلح تدارك جنگ ديگر ، نبينيد ! تعديات و تجاوزاتى كه تاكنون نسبت بملل مغلوب رواداشته ، و آتش انتقام را در قلب آنها روشن كرده‌ايد ، براى اينكه بشريت را يكدفعهء ديگر به خاك و خون بغلطاند كافى است ، « همين را كه زائيده‌ايد ، بزرگ كنيد زائيمان ديگر پيشكشتان » « 2 »

--> ( 1 ) - اگر در بيابان نزاعى بين دو نفر درگير شود و اسلحهء گرم و سردى هم نداشته باشند طبيعى اين است كه دامنهاى خود را پر از ريگ كنند و بجانب هم بيندازند و وقتى هم صلح ميكنند ، اول كارى كه ميكنند ريگها را از دامن فرو ميريزند . « ريگ گذشته از دامن ريختن » كنايه از متاركه و شروع بتوافق و مسالمت است . ( 2 ) - در دورهء قانون‌گذارى دوم روزى در مجلس شوراى ملى وكيل الرعايا نمايندهء همدان در ضمن نطق خود مذاكره‌اى هم از آزادى زنها كرد . مرحوم منتصر السلطان ( خواجوى ) وكيل دمكرات كه بتقليد مليارهاى دورهء انقلاب كبير فرانسه با ساير هم مسلكان خود در بلنديهاى بسيار اقصى جاى داشت برفيق پهلوى خود گفت اى داد كه افتخار تاريخى را اين وكيل غير دمكرات برد ! من نصف عمر خود را مىدهم كه اين نطق باسم من شهرت كند . اين صحبت با اينكه بين دو نفر دمكرات شده بود در كولووار در مجلس منتشر شد و شيخ محمد حسين يزدى ملاى رند متلك گو كه از اعتداليها بود شنيد . خنده را مايه كرده گفت : سابق بر اين يزديها ، دخترها را خيلى جوان شوهر ميدادند . در يكى از اين عروسيها كه دختر خيلى جوان و حتى بچه بود وقتى كه مشاطه خواست موى زير ابروى دختر را بكند دختر دردش آمد و طبعا حركت شديدى به خود داد و از اين حركت آواز مخالفى از او سر زد ، دخترك بسيار شرمنده شد . مشاطه براى بيرون آوردن دختر بقيه در حاشيهء صفحهء بعد