عبدالله مستوفى
378
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
من در اينجا نميخواهم وارد توضيح و تفسير ديالكتيكها و جملههاى فرضيهء كارل ماركس شده ، و در زمينهء عدم تطبيق اكثر آنها با قواعد عقلى و منطقى ، افادهء مرام كنم . اين كار را اقتصاديها و روانشناسها ساخته ، و كتابهائى هم در اين خصوص پرداختهاند . معهذا براى اينكه خوانندهء عزيز از سبب اين قحطى بىعلت اطلاع حاصل كند ، ناگزيرم ، شمهاى از عمليات بالشويكها را كه از روى تعليمات كارل ماركس ، هرچيز قائمى را سرنگون ، و هر تأسيس خوب و بدى را واژگون كرده ، و موجب قحط و غلا و تنگى و كمى و كاستى ، بلكه نبودى و نيستى كليهء لوازم معيشت در خاك روسيه شده بودند ، متذكر شوم . ميدانيم كمونيسم وقتى بمنتهاى آرزو و غايت مطلوب خود ميرسد ، كه در جامعهء بشريت تمام آنچه به آن دارائى گفته مىشود ، به تصرف يك مركز درآمده و استفادهء از آنها بالسويه بدسترس افراد جامعهء بشريت گذاشته شود ، من حالا كارى باينكه اين امر ، در جامعهء بشريت قابل الاجرا هست يا نيست ندارم ، بلكه ميخواهم در اينجا راه وصول به اين مرام را از روى اصل مسلم كارل ماركس تشريح كنم ، تا سبب قحطى روسيه دستگير خوانندهء عزيز بشود . كارل ماركس ، راه وصول به اين تصرف دارائى فردى و برقرارى مساوات تام و تمام را در جامعهء بشريت ، خرابى كليهء اوضاع حاضر « 1 » ، يعنى درهم ريختن تمام تأسيسات اقتصادى و اجتماعى ، و از بين بردن كليهء معتقدات مذهبى ، و مميزات ملى ميداند .
--> ( 1 ) - در آن اوقاتى كه در اراضى حولوحوش حضرت عبد العظيم باصطلاح كهنهفروشها و عتيقهچيها پيلهكنى ميكردند و ظرف خردوريز بيرون مىآوردند يكى از اين پيلهكنها ، ظرف كاشى بسيار زيباى قيمتى پيدا كرده بود كه قيمت زيادى براى آن ميخواست . يهوديها آنچه كردند ، نتوانستند ناف او را چرب كرده و قطعهء قيمتى را از چنگ او درآورند . حيلهاى بخاطرشان رسيد كه ظرف را بشكنند و شكستهء آن را از او بخرند . يكى را نزد او فرستادند ، مؤمن ظرف را براى عرضه نزد « مشترى » آورد . يهودى بدجنس در ضمن دست بدست گرداندن ظرف را از دست رها كرد و خرد شد . صاحب مال دادوقال را سرداد كه مردك يهودى پشت سر هم ميگفت ! چه خبرده ، مگه چى شده ، شكست كه شكست ! جونت سلامت ، كاسهء عمرت كه نبود ! تووونشا بگير ! خلاصه با اين حرفها چند ده تومانى عوض داد و رفت . بفاصلهء كمى يهودى ديگرى پيدا شد ، البته بعد از اطلاع ( ؟ ) واقعه و اسف و افسوس بسيار اين ظرف شكسته را فعلا ده بيست تومانى مشترى شد و با اين تدبير ظرف را از چنگ مؤمن بيرون آورد و بعد چسبانده بكهنه خرهاى فرنگى فروختند . اصل مسلم كارل ماركس ( خرابى براى تصرف ) بىكم و كاست از روى اين فكر يهودى بوجود آمده است . اول خراب ميكنند كه بعد از دست بسر كردن مالك اصلى و مالكين مصنوعى بعدى خودشان تصرف كنند . با اين تفاوت كه يهودى چند ده تومانى به مالك ميداد ، ولى آنها به مالك چوبه دار و گلوله عوض ميدادند . بدوا بدست عملهها هم مالك را از بين ميبردند و هم كارخانه را خراب ميكردند ، بعد خودشان جلو مىآمدند و عملهها را دست بسر كرده ، خود مالك همه چيز مىشدند .