عبدالله مستوفى

370

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

شاه از مناسب خوانى شاهزاده عمو خندهء فراوانى كرده ، و بعزيز خان امر ميدهد ، طاقه شال قراردادى را تسليم كند و فى المجلس حكميت شاه باجراء ميرسد . تا ببينيم ، قاضى محمد ، با اين رياستى كه با چند واسطه ، به زور خارجى براى خود دست و پا كرده است ، چه كند ؟ بتواند باريرا كه براى كارچاقى خارجيها بر دوش گرفته است ، به منزل برساند ؟ يا اين اضغاث و احلام او هم ، بالاخره مثل رؤياهاى سيميتكو ، در بيست سال قبل ، و شيخ عبيد اللّه ، در هفتاد سال پيش خواهد شد كه جز خيبت و خسران براى شخص او ، و كردها نتيجه‌اى ندهد ؟ . . بارى ، در يك چنين موقع ، و بحبوحهء جنگ با اين مردمان وحشى ، و در ميان يك چنين وضع ناهنجارى بود ، كه افسران جوان امنيه ، بجاى مقابله با دشمن ، بفكر شكار خانگى افتاده ، فقط با ششصد نفر افراد خود ، در صدد اجراى اين كنتر كودتاى خويش برآمده بودند ! و الحق ، خيلى « بىروغن سرخ ميكردند « 1 » » زيرا ، جز اين ششصد نفر ، باقى تكيه‌گاههاى آنها ، همه خيالى و احتمالى بود ، و بر فرض اينكه ميتوانستند ، به تسخير و نگاهدارى تبريز هم موفق شوند ، تازه بايد جواب سى هزار سر نيزهء بيكار سردار - سپه را كه براى دفع فتنهء سيميتكو ، حاضر و مهياى حركت بودند ، بدهند و آن هم از عهدهء آنها ساخته نبود . ذيلا خاطر عزيز خواننده ، از نقشه و از طرز اجراى اين خيال خام مسبوق خواهد شد . بعد از ختم غائلهء قيام خيابانى ، كه در تابستان سال 1299 اتفاق افتاد ، مخبر السلطنه جناب آقاى مهدى قلى هدايت همچنان والى آذربايجان است ، و با قوه‌ايكه از مركز همراه آورده ، و قوائيكه بوسيلهء حسن سياست ، از شاهسونهاى اردبيل جمع‌آورى كرده ، و همچنين ، از امنيه‌هائيكه در خود تاب‌وتوان مقابله با قوهء اكراد نديده ، و طبعا به تبريز عقب‌نشينى كرده بودند ، عدهء نسبة معتنابهى تدارك ديده و با قواى سيميتكو زدوخوردهائى ميكرد ، آنها را از حوزهء تبريز دور ميداشت . ولى البته اين نيرو بقدرى نبود ، كه كردها را ، لامحاله ، در نواحى خود محصور كرده ، از چپاول آنها در حدود و شهرهاى مجاور جلوگيرى كند . بعد از نوروز 1300 ، در كابينهء كودتا ، سيد ضياء الدين مقدارى از نيروى امنيهء تهران را از باغشاه به سمت تبريز روانه كرد ، كه با عدهء زنجان همراه شده ، بجانب آذربايجان بروند . اين نيرو كه با عدهء زنجان بششصد نفر بالغ ميشد ، همين كه بتبريز رسيد ، مخبر السلطنه از آنها پذيرائى نموده ، آنها را بجانب جبهه فرستاد ، كه با ساير برادران نظامى و همكاران چريكى خود تشريك مساعى كنند . ولى اين قوه بقدرى نبود ، كه كردها را در ناحيهء خود مغلوب كند . فقط كروفرى

--> ( 1 ) - « بىروغن سرخ كردن » كنايه از كار بىاساس كردن و از مقدمات مشكوك منتظر نتيجهء قطعى بودن و بحرفهاى بىپا ترتيب اثر دادن است . نظير « قصر در اسپانيا ساختن » در زبان فرانسه .