عبدالله مستوفى

363

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

با كابينهء قوام السلطنه ، و بخصوص سردار سپه است . ولى ، چون اصل و ريشه و پايهء اين ضديت استظهار مؤسسين بقواى جنگل بوده ، و يك ثلث از نيروى جنگل در اين حادثه از بين رفته ، اين است كه بايد آن را از فروع قلع و قمع جنگل بشمار آورده ، و در ضمن وقايع ختم غائلهء جنگل از آن ياد كرد . سپهسالار خلعتبرى ، از به دو مشروطهء كبير كه تهران را فتح كرده ، نه همين ماليات املاك زياد خود را بدولت نپرداخته ، بلكه محال ثلثهء كلارستاق و نور و كجور را هم بدون هيچ تشريفات ، تحت حكومت خود كشيده ، و در اين ده پانزده ساله ، دينارى از بابت ماليات اين سه محل ، كه بوسيلهء كس و كار خود وصول ميكرد ، بدولت تسليم نكرده بود ، و پسرهاى او ، در مازندران غربى فعال مايشاء بودند . يكى از آنها كه بلقب جدش حبيب اللّه خان سردار زمان ناصر الدين شاه ، ساعد الدوله هم ملقب ، و جوان با كفايتى بود ، معلوم نيست بدستور پدر يا خودسرانه ، جمعى از خوانين مازندران غربى را كه از آن جمله يكى شجاع السلطان بوده است ، بدور خود جمع كرده ، و برضد دولت قوام السلطنه ، يا بهتر بگوئيم ، برضد سردار سپه قيام مىكند . نقطهء اتكاء اين خان‌هاى مازندرانى ، بيشتر قواى جنگل ، و بالاختصاص نيروى احسان اللّه خان بوده ، كه در ترى - يم و يراى جنگل ، قسمت لاهيجان ، همسايهء مازندران را در تحت امر و اختيار خود داشته است . سردار سپه ، با وجود گرفتارى خراسان و آذربايجان ، ناگزير بود بدفع اين دشمن نزديك ، كه بيم اتصال آن به باقى قواى جنگل هم ميرفت ، بپردازد . بنابراين عدهء كافى براى مقابلهء با آنها فرستاد . از طرف ديگر ، احسان اللّه خان هم بموجب قرار قبلى ، دو هزار نفر نيروى خود را با تمام مهمات جنگى ، كه در اختيار خود داشت بكمك ساعد الدوله آورده ولى عدهء شجاع السلطان كه پيش قراول بودند ، شكست سختى از نيروى دولتى ديده ، متفرق شدند . ساعد الدوله هم ، بنصايح و وساطت عمويش سردار كبير ، بدولتيان تسليم ، و ملحق شد . عدهء احسان اللّه خان ، كه البته با اين وضع ديگر تاب و توان مقاومت نداشت ، از دور او ، بدون هيچ جنگ متفرق ، و احسان اللّه خان مجبور شد ، مهمات جنگى خود را تلف كرده ، و خود با عدهء قليلى بلاهيجان برگردد . كميتهء مركزى جنگل ، همين كه از اين واقعه مستحضر گرديد ، همراهى احسان اللّه خان را بمازندرانيها خودسرانه ، و بدون امر مركز جمهورى اعلام كرد . نزديك بود بين آنها اختلاف زيادترى درگيرد . ميرزا كوچك خان پادرميانى كرده ، و از عده و مهمات خود و خالو قربان ، نيروى احسان اللّه خان را ترميم ، و تكميل نموده ، سروصورت تازه‌اى بنيروى جنگل داد . ولى ، در هرحال اين پيش‌آمد گذشته از خسارت مادى ، در روحيهء قواى جنگل هم بىتأثير نبوده و شايد رضا دادن ميرزا كوچك خان به پيشنهاد اصلاحى سفير روسيه ، تا حدى هم مديون اين جريان بوده است ، زيرا تاريخ اين شكست سىام اسد ، و مدتى قبل از مكاتبهء رفيق رتشتين با ميرزا كوچك خان مىباشد .