عبدالله مستوفى

362

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

گيلان ، و شش هزار نفر قشون تحت فرمان خويش را بسه قسمت بين خود و احسان اللّه خان و خالو قربان ، تقسيم كرده ، و خود در مركز يعنى شهر رشت نشست . دولت قوام السلطنه و بخصوص سردار سپه ، چون سرش گرم وقايع امير مؤيد در مازندران ، و كردها در آذربايجان ، و كلنل محمد تقى خان در خراسان بود ، البته در به دو امر خيلى مايل بود كه با ميرزا كوچك خان بمسالمت رفتار نمايد ، و به همين منظور ، جمعى را كه سابقه‌اى با او داشتند ، مأمور كرد كه با او وارد مذاكرهء اصلاحى شوند ولى بين اين مأمورين و ميرزا توافقى حاصل نشد . از طرف ديگر رفيق رتشتين سفير روس هم ، كه تازه بتهران آمده بود ، بدش نمىآمد كه اولين قدم او در اين تجديد روابط بين ايران و روس ، وساطت در كار ميرزا كوچك خان و دولت ايران باشد ، تا در ضمن راه تجارت بين تهران و مسكو را هم باز كند . به اين دو منظور خود را بين طرفين واسطه قرار داده ، در نامهء مفصلى كه بميرزا كوچك خان نوشته ، بعد از نصايح زيادى كه بميرزا كرده ، شرايط ذيل را براى مصالحه پيشنهاد نموده است . قشون دولتى از خاك گيلان عقب نشسته ، قواى ميرزا كوچك خان هم محدود شده شهر رشت را تخليه نمايد و بجنگل برود ، و مخارج اين نيروى محدود را دولت ايران بپردازد . حاكمى كه از مركز با عده‌اى امنيه مأمور خواهد شد در رشت مستقر ، و راه تجارت را بين روسيه و تهران باز كند . هرگاه در ضمن اجرائيات ، بين حاكم مزبور و ميرزا كوچك خان اختلافى حاصل شود اين اختلاف بين حاكم و نمايندهء ميرزا كوچك خان ، و كونسول شوروى ، با نظر عادلانه حل و تسويه خواهد شد . اگرچه ، از مضمون نامهء سفير روس به ميرزا كوچك خان چنين مستفاد مىشود كه با نظر دولت قوام السلطنه اين پيشنهاد اصلاح را بميرزا مينمايد ، و ميرزا هم در جواب اين اصلاح را پذيرفته است ، ولى از فحواى شرايط پيداست كه اين صلح و مسالمت اگر هم منعقد ميگرديد ، جز متاركهء موقتى كه كونسول خارجى را در اجرائيات حكومت مداخله ميداد ، و راه تجارتى براى روس با ايران باز ميكرد ، چيز ديگرى نبوده ، و خيلى محتمل است كه دولت قوام السلطنه ، وقتى كه از نتيجهء مذاكره مطلع شده ، از امضاى اين مسالمت نامه ، تا روشن شدن تكليف خراسان ، خوددارى كرده باشد . احتمال هم ميتوان داد ، كه جواب ميرزا كوچك خان ، كه البته بوسيلهء قاصد مخصوص ميفرستاده است ، بعد از رسيدن خبر قتل كلنل محمد تقى خان ، و ختم غائله خراسان ، و عزيمت سردار سپه به سمت گيلان ، بتهران رسيده ، و محلى براى اين ريش‌سفيدى رفيق رتشتين باقى نمانده باشد . يكى ديگر از حوادث اين ايام ، كه خود ارزش فصل مستقلى را داشته و ممكن است آن را هم يكى از واكنشها كودتاى بشمار آورد ، ضديت ساعد الدوله پسر سپهسالار ( خلعتبرى )