عبدالله مستوفى

334

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

در كار است . اگر كسى ساختمانش با كم‌حرفى مناسب باشد ، و در اين روزها شاگرد شوفر اتوبوس تهران ، يا طواف چهار چرخه‌دار سر چهارراه‌ها ، و يا بالاخره از طرف حزب توده مأمور فروش روزنامه ، و راه انداختن سروصداى انتشارى بىاصل شود ، مسلما اين بدبخت نصف العمر خواهد شد . همچنين ، اشخاصيكه در اتوبوس مينشينند يا در سر چهار راهها بانتظار كسى يا كارى مجبور از توقفند ، اگر ساختمان بدنى و روحى آنها تقاضاى كم شنيدن داشته باشد ، بواسطهء شنيدن داد و فريادهاى اين آقايان چهار چرخه‌دار و شاگرد شوفرها ، در مقابل هر ساعتى يكسال از عمر خود را از دست ميدهند ! انسان هم آزاد نيست ، كه آنچه بخواهد بكند . زيرا ، اين آزادى مطلق منافى آزادى ديگران است . لازمهء زندگانى اجتماعى او محدودى در دلخواه‌هاى او است ، از اين هم كه بگذريم بواسطهء توانائىهاى مادى و معنوى ، يك انسان آزادى هم در عالم تصور بوجود بياوريم ، كه در جلب ملايم و دفع منافر ، آنچه كيفش اقتضا كند بتواند از قوه بفعل آورد ، تازه نميداند كه اين ملايم و منافرى كه براى جلب و دفع آن خود و سايرين را به زحمت انداخته است ، با ساختمان روحى و جسميش مناسب هست يا خير ؟ و به همين جهات است كه ناگزير انسان گرفتار كم‌عمرى است . اما حيوانات از قسمت مهم اين تناسب كه تناسب ساختمان آنها با معنويات است . به جهت نداشتن قوهء عاقله فارغند . در قسمت مادى هم ، چون عقل اختراع مطعم و مشرب مصنوعى و تفنن ندارند ، زندگانى آنها تنوع ندارد و به اين جهت است كه غير از شتر و قاطر و الاغ و گاو و سگ و گربه ، و بيك كلمه ، حيوانات اهلى كه گرفتار جنس دو پا شده و زندگى طبيعى را از دست داده‌اند ، عمر مابقى حيوانات به پنج برابر ايام نموشان ميرسد ، و انسان و دم و دنباله‌اش . از حيوانات از عمر طبيعى محرومند . شايد در آينده علم بشر به جائى برسد كه اسبابى بسازد ، و بوسيلهء آن بتواند تناسب ساختمان روحى و جسمى هر شخص را ، با چيزهائى كه بايد بخورد و كارهائى كه بايد بكند ، و مطالبى كه بايد بشنود و بگويد و مقدار هريك از آنها را اندازه بگيرد ، و اين در آنوقت است كه اگر كسى يافت شود كه هوا و هوس دست از گريبانش برداشته ، و بخواهد زندگى خود را با ساختمان روحى و جسمى خود متناسب كند ، بعمر طبيعى يعنى يكصد و بيست و پنج ، يا يكصد و پنجاه سال خواهد رسيد ، و الا تا اين بىخبرى از اين تناسب در كار است ، عمر بشر همان شصت هفتاد سال خواهد بود و خوشبختى يا بدبختى عمر طبيعى مخصوص حيوانات غير اهلى ، و اشخاص خيلى نادرى است كه تصادف اين تناسب را بيش و كم براى آنها ايجاد كرده است . مواجههء وظيفه‌شناسى با پيرى بارى ، سخن از عمو پيرهء شاه بود شاهزاده عز الدوله ، كه در سال 1300 در حدود هشتاد سال داشت ، در تابستان اين سال در يكى از اعياد بديدار سلطان احمد شاه ، بسلطنت‌آباد رفت . سردار سپه كه با لباس تمام رسمى از پيش شاه بيرون مىآمد ، در باغ بعز الدوله برخورد . افسران قزاق ، در آن دوره درس سلام و احترام بمافوق