عبدالله مستوفى
335
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
را از همهچيز روانتر داشتند ، زيرا روسها كه معلم آنها بودند ، جز اين چيزى به آنها نياموخته بودند . سردار سپه ديد عموى جد شاه دارد مىآيد . وظيفهء احترام گذاشتن به اين شخصيت منحصربفرد كه شايد تا اين وقت هم او را هيچ نديده ، و در همين ساعت ، بمعرفى يكى از همراهان خود او را شناخته بود ، او را واداشت كه از ده قدمى جبهه بگيرد و دست به پيشانى به حالت سلام بايستد . شاهزادهء پيرمرد ، چون هيچ منتظر سلام ، نه از طرف وزير جنگ ، بلكه از طرف هيچ سربازى هم نبود ، متوجه اين احترام آن هم از طرف سردار سپه نشد . سلام وزير جنگ ، با همهء پرتخمگى ، بىجواب و انسانيت او بىتفقد ماند . سايرين كه از دور متوجه صحنه بودند ، بعدها ماجرى را بشاهزاده گفتند و شاهزاده بوسيلهء يكى از پسرهاى خود از سردار سپه عذرخواهى كرد . اگر من هم معتقد ميشدم كه انگليسها رضا خان را افسر قزاق بجنگل طلبيده ، و رضا شاه پهلوى بيرونش فرستادهاند ، اينجا جاى قلمفرسائى بود كه با آبوتاب تمام اين واقعهء جزئى را كه نشانهء كمال وظيفهشناسى سردار سپه است ، مبنى بر سياست قلمداد كرده ، و در اطراف اعجاز انگليسها در تعليم دادن به او شرحى بنگارم و انگليس را در پيشبينى قضاياى مربوط بسياست بمقام خدائى برسانم . ولى چون نميتوانم براى آنها مقام ماوراء الطبيعهاى قائل شوم ، و فقط اين قوم را بشرى ميدانم كه بسيار با احتياط و مخصوصا خيلى نان بنرخ روز خورند ، ادب سادهء اين سرباز به تمام معنى را نشانهء كمال خضوع و خلوص اين روزهاى او نسبت بمقام سلطنت بشمار ميآورم ، و تصور ميكنم اشخاص منطقى هم مثل من فكر كنند و نتيجه بگيرند كه سردار سپه ، در اين وقت ، حتى بخاطر هم خطور نميداده است كه روزى پادشاه اين كشور مىشود و فكرى كه در سر نداشته است رسيدن بمقام سلطنت بوده ، و آنچه در گفته و نوشتههاى خود از اطاعت و خلوص نسبت بشاه اظهار ميكرده ، عين واقع و از روى كمال ايمان بوده ، و واقعا خود را سربازى از جان گذشته و فدائى وطن و شاه خود ميدانسته است . شايد ، در ضمن ذكر واقعات آينده باز هم موقع گير بياورم ، كه جزئيات اخلاق و اطوار اين يكهتاز و پهلوان ميدان ديكتاتورى بيست سالهء ايران را متذكر شده ، خوانندهء عزيز را بيشتر بكل حال او آشنا كنم . حالا ببينيم قوام السلطنه با اين ملا كريم كابينهاش چه كردند و چگونه كارهاى بىسررشته كشور را روبراه نمودند . افتتاح مجلس شوراى ملى ميدانيم ، عدهء وكلاى مجلس شورايملى كه اكثر آنها در كابينهء قرارداد وثوق الدوله انتخاب شدهاند ، در كابينهء مشير الدوله تكميل شده ، و افتتاح مجلس شوراى ملى جز احضار وكلاى انتخاب شده كه احيانا براى كارهاى شخصى بولايات خود برگشته ، يا اصلا هنوز بتهران نيامده بودند كارى نداشت . اگر در كابينههاى قبل اقدام به اين مشروع نكرده بودند از راه گرفتارى يا بحران كابينه و يا عمدى بوده است كه كابينههاى مشير الدوله و و سپهدار و سيد ضياء الدين به آن گرفتار بودهاند . ولى حالا كه آن موانع مرتفع شده ، و وكلائى هم كه در دورهء سيد محبوس بودند خلاص شدهاند ، و دولت ميتواند به اين كار اقدام