عبدالله مستوفى
327
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
آنها و انگليسها وجود پيدا كند كه از شر آنها ايمن باشند و حاجتى باينكه كسى بر آنها تعميهاى بكند نداشتند ، و هركس كفايت تشكيل اين حكومت مقتدر را داشت طرفين از او راضى بودند . بنابراين ، ترقى سردار سپه نه مرهون همراهى انگليس است و نه مديون بىاطلاعى و بىسياستى روس . بلكه تمام ترقيات او نتيجهء هوش سرشار او در تشخيص مطلب و پشتكار خسته نشو او ، در تشكيل اين حكومت مقتدر است كه با منافع جنوب و شمال سازگار ، و ملت ايران هم از دل و جان خواستار آن بوده است . اين كمال بىانصافى است كه اين حسن ادراك و موقعشناسى و اقدامات شبانهروزى اين مرد را در راه ترقى ايران ، انكار كنيم و او را در هركار مطيع كاركنان سفارت انگليس بشماريم ! البته انگليس و روس ، چون او را براى مقصود خود يعنى تشكيل حكومت مقتدر مناسب ميديدند ، هريك در نوبت خود و برويهء خويش با او همراهى داشتند و او هم در عوض با آنها ولى بيشتر با انگليسها همراهىهائى ميكرد . اما نه در واگذاشتن حقوق حقهء ايران ، و همين كه پاى حساب مادى ، يا حيثيت معنوى ايران بميان مىآمد مثل سايرين « بجهنم » نميگفت و بسيار سختگير و باريكبين بود . اضداد او تمديد مدت امتياز نفت را يكى از همراهىهاى بين او و انگليسها وانمود ميكنند . در صورتى كه اين تمديد در عوض تغيير مادهء ده فرمان دادرسى ، و افزودن حق الارض ايران است . خوانندهء عزيز از شرحى كه در صفحهء 157 - 164 همين جلد تذكر دادهام ميداند كه عايدى نفت جنوب با وجود تفسير و ترجمهاى كه متخصصين در حقيقت بر نفع ايران ، از فرمان دادرسى كرده بودند ، منتها بسالى يكى دو مليون ليره بالغ ميشده و با قرارداد جديد كه حق الارض از روى ميزان استخراج دريافت ميشده ، سر به هفت هشت مليون ليره زده است و تفاوت بين دو مبلغ از سال 1312 تا امروز در حدود نود مليون ليره اين پانزده ساله عايد دولت شده است . البته فشار و تهديد و گروكشى در ساير روابط بين انگليس و ايران هم در اين معامله بىدخل نبوده است . باقى مانده يك موضوع كه بگوئيم خوب بود دولت ايران در مدت امتياز دارسى ، به همان سالى يكى دو مليون ليره قناعت ، و صبر ميكرد تا مدت سربيايد . آنوقت بعد از مالك شدن تمام مؤسسه ، باستخراج ميپرداخت . يا مؤسسه را بمزايده ميگذاشت ، تا هر كس بيشتر ميگرفت كار استخراج را به او واگذار ، و از تمام عايدى آن استفاده كند . قطع نظر از اينكه در اين صورت اين نود مليون ليره در اين پانزده ساله بما نميرسيد ، و البته نميتوانستيم راهآهن بسازيم ، و كارخانههاى قند و سيمان و ساير كارخانههاى دولتى را كه همه محتاج بارز خارجى بوده و اين عايدى ببهاى آنها رفته است داير كنيم ، و بودجهء كشور را به سيصد چهارصد ميليون تومان برسانيم ، آيا همين واگذارى بطور مزايده ، بدولت ثالث يا استخراج آن بدست خودمان ، عملى هست ؟ آيا انگليسها كه به اعتقاد اين دسته قوهء ماوراء الطبيعهاى در دسيسه و پيشبينى امور دارند ، آرام ميگيرند كه ما ريشهء