عبدالله مستوفى

23

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مينويسيد : « در آنموقع جنگهاى بين المللى ، با تشنجات خود زلزلهء گيتى را همچنان مداومت ميداد ، و بر اثر آن مملكت ما نيز بنوبهء خود بيشتر از توانائى به نيت و طاقت خويش متزلزل ميگشت » . همه‌كس ميداند كه بعد از بلشويزم روسيه ، و متلاشى شدن قواى آن دولت كه در ايران بود ، ديگر از جنگ بين المللى مزاحمت فعلى براى ايران در كار نبوده ، تاريخ تخليهء ايران از قشون روسيه ، زمستان ئيلان‌ئيل 1296 يعنى 9 ماه قبل از تاريخ رياست وزراء فعلى شما مىباشد . زحمت ايران از جنگهاى بين المللى در كابينه‌هاى سابق بود ، كه تقريبا تمام خاك ايران پايمال قشون سه دولت روس و عثمانى و انگليس ميگشت . در تاريخى كه شما بمسند رياست وزراء جلوس كرديد ، فقط در خط راه كرمانشاهان و همدان و قزوين و گيلان ، قشون انگليس رفت‌وآمدى داشتند ، آن هم با وجود پلتيك نرم و نظام مرتب انگليس ، زيان فعلى براى مملكت ما بوجود نميآورد ، و اين همان وضعى است كه امروز هم با وجود صلح بين المللى ، كما كان دوام دارد . اگر كابينه‌هاى سابق ، در موقع جنگ به حكم زور و نداشتن قوهء دافعه و بهانه‌جوئى همسايه نميتوانستند قشون دول متخاصمه را از خاك ايران بيرون كنند ، شما در موقع صلح ، با وجود هم‌پيمانى هم ، نتوانستيد آنها را از مملكت ايران خارج كنيد . انگليسها هرجا بخواهند ميروند ، و در هر محل مناسب دانند سربازخانه ، بلكه شهر ميسازند ، سهلست در اين يكسال اخير ( زمان رياست وزراء شما ) عدهء خود را در خراسان به چهار هزار نفر بالغ كرده‌اند . مينويسيد : « امنيت در تمام نقاط داخلهء مملكت مسلوب » ما هرچه فكر ميكنيم ، در نظر نميآوريم كه در آن روزها ناامنى فوق العاده‌اى در هيچ نقطه از نقاط مملكت وجود داشته است . بر فرض اينكه در بعضى نقاط ناامنى هم موجود بوده ، نتيجهء همان اغتشاشات جزئيه‌اى بشمار مىآيد كه هيچوقت دولت ايران از آن خالى نبوده و نيست . امروز ششماه است ، تمام خاك آذربايجان ببدترين روزهاى ناامنى و اغتشاش ، گرفتار است و در مقابل اين قتل و غارت با همهء ميل و اراده‌اى كه دولت هم پيمان شما در جلوگيرى آن بخرج مىدهد ، هيچ كارى نتوانسته‌ايد بكنيد « 1 » . مينويسيد : « دولت مركزى فاقد كل وسائل و اختيارات » در محل خود ثابت كردم كه پايبندى بقانون البته از اختيارات ميكاهد ، و وسائل مشروع هم طبعا كمتر از وسائل نامشروع است . گذشته از اينها ، اسلاف شما با شخص متهور بىباكى ، مثل شما ، كه براى پيشرفت مقصود از هيچ‌كار نپرهيزد و در راه تحصيل جاه و مال ، همه چيز را فدا كند سروكار داشتند ، و بهركاريكه اقدام مىكردند دستهاى شما مانع پيشرفت آنها بود . ولى طرفهاى شما ، برعكس مردمان باشرف و وطن‌دوستى بودند كه

--> ( 1 ) - اين همان اغتشاش بود كه بالاخره بدعوى استقلال و قضيهء قيام خيابانى منجر شد .