عبدالله مستوفى

295

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

شوخى به گوش يحيى خان مشير الدوله ميرسيد ، و هرقدر هم شوخى قوم و خويشى بود باعث تكدر او ميگشت . ميرزا محمود خان موقر ، داماد ما ، ميگفت . عبد الحسين خان سالى چندين مهمانى ميكرد ، و منتهاى دقت را در تناسب مهمان‌ها با يكديگر ، مراعات مينمود . هريكى دو ماه يك بار نوبت به من و اشخاص هم ذى من ميرسيد . يكروز ما را دعوت كرد ، رفتيم ، اطاق سفره خانه‌اش بزرگ بود . در شاه نشين اين طالار يك سفرهء هشت نه نفرى انداخته بودند . نهار خورده ، تا عصر آنجا بوديم . بعد از دو هفته ، دعوت ديگرى از عبد الحسينخان رسيد ، كه بازهم براى جمعه دعوت كرده بود . پيش خود ، تصور كردم كه خان تغييرى در دسته‌بندى مهمان‌هاى خود داده ، و مرا هم با عدهء ديگر متناسب ديده ، و اين پشت هم افتادن دعوت از اينراه است . روز موعود رسيد . يكى دو ساعت به ظهر مانده بمهمانى خان رفتم . با كمال تعجب ، ديدم مدعوين عينا همان اشخاص دو هفته قبلند ، و حتى يكنفر هم تغيير نكرده است . موقع نهار رسيد . ما را به همان طالار بزرگ سفره‌خانه بردند ، و در همان شاه‌نشين ، و در سر همان سفره ، كه محتويات آن ، حتى ظرفها كما و كيفا بدون اندك اختلاف ، همان سفرهء سابق بود نشاندند . ولى ، ضمنا ديدم ، در طالار اصلى سفره‌خانه ، مثل بساط آشپزان شاه ، سفرهء چرمى بزرگى ، باندازهء اطاق ، افتاده ، در يك سمت سفره ، مجموعه‌ها و سينىها و باديه‌هاى پر از برنج و آرد و روغن و ادويه و قند و آب‌ليمو و حتى ، تقار ماست و دستهء سبزى ، با نظم و ترتيبى كه خالى از زيبائى هم نيست ، چيده‌اند ، و در سمت ديگر قاب و قدح و ظروفى كه براى چنين سفره‌اى لازم است آماده كرده‌اند . هيچيك از مهمان‌ها ندانستند اين بساط مقدمهء چه كارى است ، و همگى منتظر بوديم كه صاحبخانه ، سر سفره توضيح بدهد . ولى در حين نهار خوردن ، عبد الحسين خان ، با گشاده‌روئى و صحبت‌هاى شيرين خود ، از همه‌چيز گفت غير از اين بساط . وقتى ميخواستيم از سر سفره برخيزيم ، گفت ، دو هفته قبل ، من از آقايان استدعا كرده بودم بر بنده منت گذاشته ، نهار را در خدمتشان بودم . شنيدم ، يكى از آقايان ، در نزد رفقاى خود ، خيلى از پذيرائى ناقابل من تحسين كرده ، و در آخر فرموده‌اند ، همه‌چيز سفره خوب و آبرومند بود ، غير از اينكه كم بود . من براى آن اين مهمانى را بلافاصله تكرار كردم كه جزئيات سفرهء قبل از نظرها فراموش نشود . چنان كه ملاحظه ميفرمايند ، عده همان عده و سفره هم ، بىكم زياد ، همان سفره است . همگى خورديم و سير شديم . باقى غذا هم بقدرى هست كه نوكرها را كفايت كند ، بلكه ته سفره هم به بيرون برسد . اگر غذا براى خوردن است ، بعقيدهء من زيادتر از اينش اسراف و تبذير و مال دور ريختن است . اگر براى بردن بمنزل‌ها است ، مواد اوليهء آن حاضر ، و براى بردن و استفاده كردن مناسبتر از غذاى پخته است . بسم اللّه بفرمايند . هرقدر و از هرچه ميل داشته باشند ، در ظرف هائيكه طرف ديگر سفره چيده شده است ، بريزند ، نوكرهاى خودتان به خانه خواهند برد .