عبدالله مستوفى
285
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
را تا اندازهاى منسوخ كرده است . در دنيا همه چيز ، حتى صحبت عادى مردم هم ، تابع مد است ، و مد هم ، جز انتشار و ترويج ، هيچ اصل عقلى و نقلى ندارد . مد لباس را خياطها و پارچهفروشها ايجاد ميكنند ، تا مردم توانا لباس صحيح و سالمى را ، كه از سالهاى قبل دارند ، نتوانند بپوشند ، و ناچار شوند لباس بمد سال نو تدارك كرده ، و آنها صرفه از كار و كسب خود ببرند ، ضمنا لباسهاى نيمدار هم گير زيردستان بيايد . وقتى كه من باروپا رفتم ، يخهء جليقهها برگردان داشت و برگردان آن باندازهء دو انگشت و وصل به يخهء آهارى پيراهن بود ، بطورى كه جز گره كرات از ميان برگردان دو انگشتى جليقه چيزى از پيراهن نمودار نبود . در پنج سال اقامت من هر سال يخهء جليقه بازتر ، و برگردان آن بزرگتر شد ، تا سالى كه بايران برميگشتم ، برگردانهاى جليقه به پهناى يك نصفه سپر ، و تقريبا سرتاسر جلو سينهء جليقهها باز شده بود . از سال ششم مجددا به تنگ كردن يخهها و كوچك كردن برگردانها پرداختند و من درست مواظب اين كار هستم ، در مدت اين چهل ساله دو سه بار اين تنگ و گشاد و بزرگ و كوچكى و بود نبود در برگردان جليقهها صورت گرفته است . در جزئيات يخهء كت و پالتو ، و تنگى و گشادى و بلندى و كوتاهى پاچههاى شلوار هم همين افراط و تفريطها را معمول ميدارند و مردم هم بدون هيچ دليل عقلى تبعيت ميكنند « 1 » . چرچيل رئيس الوزراء انگليس يكى از سه نفر قهرمان جنگ جهانى اخير ميگفته است : « يكنفر جنتلمن هيچوقت راضى نميشود كه دكمهء پائين جليقهاش بسته باشد » در صورتى كه اين دكمه با اولين دكمهء شلوار كه گذشته از جنتلمنها افراد عادى حتى عملهها هم راضى بباز بودنش نيستند فاصلهء نمايانى ندارد و باز بودن يا بسته ماندن دكمهء آخر جليقه نبايد با جنتلمنى كه از غريزههاى باطنى است ، رابطهاى داشته باشد . مقصود اين سياستمدار از ايراد اين بيان اينست كه ميخواهد بگويد جنتلمن هيچوقت نبايد در مواظبت و اجراى مد كوتاه بيايد . بعضى مدها است كه وقتى از بين ميرود سخافت و حتى قبح آن ظاهر مىشود از جمله بازى يويو كه بايران نيز سرايت كرده ، و نزد جوانهاى ما هم مد شده بود . در اروپا اين بازى بچگانه بقدرى عموميت داشت كه تمام مردم ، حتى رجال بزرگ كشورها هم خود را به اين بازيچه مشغول ميداشتند . مرحوم محمد على فروغى نمايندهء اول ايران در جامعهء ملل كه يك چند هم رئيس جامعه بود ، ميگفت روزى جلسهء عمومى كنفرانس كه برهم خورد
--> ( 1 ) - برگردان پاى شلوار از مدهاى ناراحت است كه چيزى جز مخزن گردوخاك و ريگ آشغال كوچه و خيابان و باغچه چيزى نيست و هيچ فايده ندارد ، ولى چون فرسودگى شلوار را زودتر ظاهر مىكند خياطها آن را محفوظ داشته و عوضش نميكنند . شما هم با اينكه از وجود آن در عذابيد ، اگر خياطى اشتباها شما را از اين منبع كثافت خلاص كرده باشد از او حكما مؤاخذه ميكنيد .