عبدالله مستوفى
269
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
رضا خان سردار سپه بود . اين افسر قزاق بقدرى باكفايت و موقعشناس ، و زرنگ و زيرك بود كه به زودى دانست چه بايد بكند كه وجود خود را براى كشور ناگزير قلم بدهد ، تا آنجا كه مؤسسين كودتا هم وجود او را بر سيد ترجيح دهند . همچو به نظر ميرسد كه مؤسسين در اينوقت از هر حيث او را لايق تشكيل دادن قوهاى كه بتواند حد و سدى در كشور برقرار كند ، بجا آورده بودند . سردار سپه هم وزارت جنگ را خاص خود كرده ، و روز و شبش را براى تكميل قوهء حاضر ، و ايجاد قواى جديد به كار ميبرد در اين وقت البته بفكر سلطنت نبود ولى از رياست وزراء آن هم براى اينكه كمك كار وظيفهء نظاميش بشود ، و رياست و استقلال او را محكمتر كند بدش نمىآمد . چنان كه معروف است وقتى رفتن سيد محقق شد . انگليسها سردار سپه را براى رياست وزراء بشاه پيشنهاد كرده بودند ، منتها شاه حقا جواب گفته بود « از كارهاى وزارت جنگش باز مىماند . » و اين كار بصرفهء سردار سپه بود . زيرا ممكن بود هنوز جاى پاى خود را از نقطهنظر نظامى محكم نكرده ، گرفتار سياستهاى داخلى و خارجى شده ، و با يك عمل سادهء پارلمانى ، از كار بيفتد و داغ باطله بخورد . در هرحال براى سردار سپه لازم بود كه شر اين شريك را در اين امامزادهاى كه با هم ساخته بودند ، زودتر از سر خودش بكند كه كسى نباشد كه دست شكستهاى زير سر او داشته باشد « 1 » . ضديتهائى كه با سيد ميكرده ، ظاهرا بيشتر از اين راه بوده و در اينوقت ، خيلى پاپى نيل بمقام رياست وزراء نبوده است . از طرف ديگر ، سردار سپه با هيچيك از رجال كه در حبس سيد بودند ، دوست و دشمنى شخصى و سياسى نداشت و حقا فكر ميكرد كه محبوس ماندن اين اشخاص كه از همه طبقه و صنفى بودند ، مقدارى از فعاليت كشور را متوقف مىكند ، و اين كار البته بر ضرر تشكيل قشون متحد الشكل و بنابراين بر ضرر كشور و بر ضرر شخص او تمام مىشود . از همهء اينها گذشته ، محبوسين هم اگرچه بطور غير مستقيم ، ولى در هرحال بوسيلهء عمليات او بحبس رفته ، و براى او لازم است كه اين فكر از سر آنها بيرون بيايد . پس اگر با سيد ضديت كند و كلاه او را پس معركه بياندازد ، هم خود را محبوب خواهد كرد ، و هم تمام گناهها به گردن سيد بار خواهد شد . انگليسها هم در اين طرز فكر با سردار سپه شريك بودند . زيرا آنها هم كسى را لازم داشتند كه فحش و نفرين زندانيان و كس و كار آنها نصيب او شود و از سيد بهترى را در اين موقع نداشتند . كسوكار محبوسين هم همينكه از گيجى اول كار خارج شدند ، دانستند چكنند . با تاريخ و تصريح ، سردار سپه را در اين ضديتهاى او با سيد ، تشويق و تا توانستند اقدامات مقدماتى او را براى تشكيل قشون تحسين و در حقيقت به او حالى كردند كه اين بچه سيد كيست ، كه بتواند از اين فضوليها بكند ؟ اگر تو با ما همراه باشى ما هم با پيشرفت مقاصد
--> ( 1 ) - « دست شكسته زير سر كسى داشتن » كنايه از سرى نزد او داشتن است كه اگر افشا كند مايهء زيان اساسى شود .