عبدالله مستوفى
251
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
يك موضوع ديگر هم هست ، و آن وقفيت زمين قبرستان است ، كه مثلا يكى از مؤمنين زمين ملكى خود را با صيغهء شرعى ، بر عامهء مسلمانان وقت كرده باشد ، كه در اين صورت هم وقتى خانههاى شهر اطراف قبرستان را فراگيرد ، و حقا دفن اموات در آن مانع عقلى و بهداشتى داشته ، و سى سال مرور زمان شرعى هم ، در آن رعايت شده باشد ، تبديل باحسن آن هيچ مانعى ندارد . زيرا وقتى در اين زمين ديگر مرده دفن نكنند . ماندن آن به حال قبرستان ، بىنتيجه است ، و تبديل آن براى مصرف ديگر ، از لوازم عقل و شرع است . بنابراين ، تصرف در قبرستان كهنهاى كه سى سال در آن كسى دفن نشده باشد و تبديل باحسن آن هيچ مانعى ندارد و بهترين تبديل با حسن در اين مورد ، خريدارى زمين به همان مساحت ، براى قبرستان در محل مناسبتر است . قبرستان ما نحن فيه ، در اين وقت محلى بود كه از پنجاه شصت سال قبل و از زمان ناصر الدين شاه كه شهر قديم بزرگ شده بود ، ديگر در آن مردهاى دفن نميكردند . اين قبرستان كهنه ، بخصوص در قسمت شمال ، كه وصل بخانههاى شهر قديم مىشد ، مزبله شده بود كه خاك و خاكروبهكشها ، بارهاى خود را در اين قسمت فرود ميآوردند . بطوريكه بعضى از نقاط آن به قدر پنج شش ذرع مرتفعتر از كف سابق شده بود . اين خاكروبهها موجب عفونت در تمام محله ، و مورث هزار گونه امراض عفونى و ماندن آن به همين وضع ، واقعا براى سكنهء خانههاى اطراف آن ، خطرناك و تبديل آن بباغى كه مردم پائين شهر در تابستان به آنجا رفته ، نفسى بكشند از كارهاى بسيار خوب شهردارى دورهء پهلوى بود . اما راجع بوقفيت محل قبرستان ، معلوم نبود كه اين محل را كسى براى اين كار وقف كرده باشد . بلكه مسلما از اراضى بايرى بوده كه دولت براى قبرستان معين كرده بوده است و بعد از آنكه دفن اموات را در آنجا قدغن كردهاند ، عوض آن را در آبانبار قاسم خان ، بيرون دروازهء حضرت عبد العظيم باز هم خود دولت داده است . بنابراين تصرف اين زمين بنفع شهر ، براى ساختن باغ تفريح ، ابدا مانع شرعى و عقلى نداشته است . باوجوداين ، مردم بخصوص دشمنان سياسى و شخصى پهلوى بقدرى در اين زمينه اغراق كردند كه روزنامهء فكاهى ناهيد هم ، از آن متأثر شده و اين اشعار نمكين را بجاى اعلان باغ فردوس منتشر كرده است . دشمنان شخصى ، كه با مرحوم پهلوى پدركشتگى يا محروميت از جاه و مال دارند خيلى از اين مرد بدگوئى كرده ، و حتى امروز هم كه او از دار دنيا رفته است بپارهاى منظورات سياسى ، به بدگوئيهاى خود ادامه ميدهند . در صورتى كه تمام اعمال او بد نبوده و كيست كه با داشتن توانائى آنچه از او سر مىزند ، ممدوح و مستحسن باشد ؟ بايد بديهاى شخص را با خوبىهاى او سنجيد ، اگر در كاريكه داشته است خوبىهاى او بر بديهايش بچربد ، بايد او را لامحاله براى آنكار خوب دانست ، و اگر برعكس ، در اين سنجش و در آنكار بدىهايش بيشتر از خوبىهايش بود او را بايد بد شمرد . و من از آنها هستم كه اگر از پارهاى اخاذىها و طمعورزىهاى او كه بالاخره ترميم شده ، و حق بحقدار