عبدالله مستوفى
252
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
رسيده است ، صرفنظر كنم و حملههاى او را بديانت ، نديده انگارم ، بدون اينكه وارد خوبى و بدى شخص او بشوم ، رضا شاه را شاه خوبى ميدانم . زيرا در انجام وظايف پادشاهى ، كارهاى خوب او مسلما بيشتر از كارهاى بد اوست . يك قسمت از اين بدگوئىها ، بسبب شهرتهائى بود كه دشمنان خارجى او ميداده ، و در هندوستان ، سرگرد عبد الصمدها را پشت راديو ميفرستادند اگر خدا به من عمر بدهد كه شرح زندگانى خود را بسال 1320 برسانم ، كاملا خدمت اين آقاى افسر بازنشستهء هندى كه نميدانم اصلش كجائى بوده ، و عمر خود را در خدمت نظامى سپاهى انگليس گذرانده است ، خواهم رسيد ، و بايشان حالى خواهم كرد كه هندى امروز ، هر اصلى داشته باشد و هرقدر هم انگليسى بار بيايد ، نميتواند بايرانى ، دستور زندگى بدهد ، و براى ايرانى تكليف معين كند . روزى ، در شميران به منزل يكى از رفقاى جوان خود رفته بودم . يكى از اعيان زادههاى ادوار قبل كه پدر او در دورهء پهلوى جزو فراموش شدگان و دور افتادگان بشمار ميرفت ، آنجا و صحبت بين آنها راجع به كارهاى دورهء پهلوى بود . اعيان زادهء مزبور خيلى در مذمت آن مرحوم اغراق ميكرد . به او گفتم پهلوى كارهاى خوب هم داشته است . گفت : مثلا ؟ گفتم : آنچه را كه ميتوانم ، بطور محسوس شاهد بياورم ، و شما هم بتوانيد آنها را ببينيد كارهاى شهردارى او در تهران و تمام قصبات و شهرهاى ايران است . شما جوانتر از آنيد كه وضع شهر تهران را در دورهء قبل از او بخاطر داشته باشيد . اگر آن چه من از آن ادوار در نظر دارم شما هم داشتيد ميدانستيد من چه ميگويم گفت براى شهردارى چه كرده است ؟ من فهرست مانند ، شمهاى از آنچه در اين چند صفحه متذكر شدهام براى او گفتم . گفت : بناهاى زيبا و وسعت خيابانها و اسفالتكارى آنها براى مردم چه فايدهاى دارد ؟ اين . . . خوب بود بجاى همهء اين كارها فكر آب مشروب اهالى بود و در شهر لولهكشى ميكرد كه اينقدر مردم از ناخوشى تلف نشوند ! گفتم : اين يكى را براى شما جوانها گذاشته است . اينهمه كارها را او كرده است ، اين يكى را شما بكنيد . شايد روزگار اين مجال را براى اين به او نداده باشد كه كفايت شما را در نزد نسل آينده واضح كند . گفت : آبى هم كه به شهر تهران آورده ، براى آن بوده است كه ببادنجانهاى خود در نازىآباد آب برساند . گفتم : اگر در دو سالهء اخير دورهء او آب شهر را براى بادنجانهاى نازىآباد ميبردند ، خانههاى شهرى در چله تابستان هم هفتهاى يك بار مشروب ميشدند . بعد از او كه ديگر آب بنازىآباد نميرود . چرا ماهى يك بار هم آب بخانههاى شهر نميرسد ؟ آسوده باشيد ! امروز هم آب شهر ببادنجان ميرود . با اين تفاوت كه در دورهء پهلوى ، مقدار كمى ، مجانى بنازىآباد ميرفت ، ولى امروز مأمورين بلديه تقريبا تمام آن را بدولاب مىبرند ، و ببادنجان كارهاى آنجا ميفروشند و پول آن را بجيب ميزنند . پهلوى از دزدى جلوگيرى ميكرد ، و مقدارى از صرفهجوئى را كه از اين