عبدالله مستوفى

225

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

چنان كه حدس زده ميشد ، اعضاى كابينهء سيد ، تماما از اشخاص درجه دوم و سوم و حتى چهارم ادارات بودند . زيرا اشخاص سابقه‌دار و وزين و صاحبان استخوان پوسيده همه در حبس ، و اگر آزاد هم بودند ، زير بار سيد نميرفتند . سيد هم كه آنهمه باسم اشراف پوسيده ، به اين طبقه حمله كرده بود نميتوانست با آنها همكارى كند . اين كابينه با اينكه بيش از هشتاد و چند روز ( 10 حوت - سوم جوزا ) در سر كار نبود ، يك دو سه وصله پينه هم خورد . اول سوسه‌ايكه در آن افتاد ، استعفاى مسعود خان كيهان بود كه سردار سپه بجاى او وزير جنگ ، و آقاى كيهان وزير مشاور كابينه شد . بعد از چند روز ، ميرزا عيسى خان وزير ماليه هم استعفاء كرد و مدير الملك ( جناب آقاى محمود جم ، ) وزير امور خارجه ، بجاى او برقرار گرديد ، و سيد آقاى معزز الدوله ( نبوى ) را براى وزارت امور خارجه ، از خارج هيئت وزراء طلبيد . موقر الدوله هم مرحوم شد ، و بجاى او دبير الملك بدر بوزارت فوايد عامه نايل آمد . اين وزير آخرى كه بعد از چندى و در كابينهء ديگرى ، بازهم وزير فوائد عامه شده بود ، بدرود زندگى كرد . ظريفى راجع به اين دو تصادف ، در يك وزارتخانه گفت « تنها فائدهء عمومى وزارت فوائد عامه ، همان وزيركشى آن است . » روز 12 حوت ، وزارتخانه‌ها داير ، و وزراى جديد مشغول كار شدند . ولى در وزارت عدليه ، محاكم همچنان به حال تعطيل باقى ماند . سيد ، چنان كه در بيانيهء خود هم متذكر شده بود ، بقول خودش ميخواست ، « عدليهء حاضر را واژگون كرده ، عدليهء محكم و استواريكه مبناى آن بر عدالت باشد » بجاى آن بسازد ، اما در اين زمينه كارى نكرد ، و چندى بعد يكى دو سه شعبه با همان اعضاء و همان قانون سابق باز شد ، و كارها را جريانى داد كه با سقوط كابينه مصادف شد ، و در كابينهء بعد ، همان عدليه و همان محاكم سابق ، داير گشته و آب بمجراى قبل افتاد و يك بار ديگر مثل معروف « سنگ بزرگ نشانهء نزدن است » مصداق پيدا كرد . ديگر از اداراتى كه سيد ، در بيانيهء خود خيلى به پوست آن افتاده ، ماليه بود . اصلاحات سيد در اين وزارتخانه تفصيلى دارد كه خوانندهء عزيز ذيلا از آن اطلاع حاصل خواهد كرد . اصلاحات ماليه اواسط حوت ، يكروز صبح با تلفون مرا از وزارت ماليه احضار كردند . رفتم . چند نفر ديگر هم بودند . ميرزا عيسى خان وزير ماليه گفت ميخواهيم اصلاحى در قانون تشكيلات ماليه به عمل آوريم و از ما خواهش كرد در اين كار به او كمك نمائيم . من گفتم : قانون ماليه اصلاحى لازم ندارد . گفت : باوجوداين ؛ ممكن است ساده‌ترش كرد ، و لزومهاى بقيهء حاشيهء صفحهء قبل

--> « نيزه‌بازى » كنايه از گدائى بعنوان سيد بودن يا ملا و اهل علم بودن است كه به اشخاص اينكاره بخصوص سيدهائى كه بعنوان سيادت گدائى ميكردند و « مال جد » ميخواستند نيزه‌باز ميگفتند ولو اينكه جز زبان نيزهء ديگرى نداشتند .