عبدالله مستوفى

218

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اكنون قضا و قدر مرا تعيين كرده است كه مقدرات و سرنوشت ملت خود را در اين موقع بحران و خطرناك ، در دست گرفته ، ويرا از آن پرتگاهى كه حكومتهاى بىاراده و نالايق پرتاب كرده بودند ، نجات بخشم ، با احاطه و اطلاع از مشكلات سهمگين وقت ، من اطاعت امر تاجدار ارجمند ، و اين پيش‌آمد را وظيفهء مقدسهء وطن‌پرستى و انسانيت دوستى گرفته شانه‌هاى خويشرا حاضر براى قبول اين‌بار مينمايم . من امر خسرو متبوع معظم خويشرا اطاعت ، و اين بار را قبول ميكنم ، نه از آن جهت كه بلياقت شخص خود اعتماد ميكنم ، بلكه اعتمادم اول بخداى متعال بخشندهء نيرو و دليريست كه خدمتگذاران و پاك‌نيتان را هدايت و راهنمائى مينمايد . دوم بشاهنشاه ايران كه پرتو علاقهء وى بر سعادت وطن مانند خورشيد درخشان ، و قلبش از فرسودگى و ضعف ملت و مملكتش خونين است . سوم بر قشون شجاع وفاداريكه دشت و هامون را با خونهاى خويش در راه وطن گلگون كرده ، و بالاخره ، بحس فداكارى هموطنان عزيز است كه با چشمهاى باز گذشته را نگريسته و آينده را منصفانه قضاوت و حكميت خواهند نمود . هموطنان : لازمست ، عمارت متزلزل و لرزانى كه مفت‌خوران در آن آشيانه نهاده‌اند ، سرنگون گردد . لازمست اداراتى كه تأسيس آنها براى اصراف و تبذير مال و پولى است ، كه با قطرات عرق تودهء ملت تحصيل شده ، يا بالاتر و بدتر از همه ، به قيمت شرافت و استقلال ايران از اجانب قرض شده است ، از ميان برود و بجاى آن بناى محكمى استوار گردد كه وظيفهء خدمت بمملكت را از عهده برآيد . موقع فرارسيده ، كه شرافت و استقلال وطن به شكل پول در جيب مفتخوران فرو نرود . بايد سعى و كوشش نمود ، كه مملكت با عوايد داخلى خود اداره شود و براى گردش دوائر مفتخوارى ، محتاج به قرض از اجانب نگردد . انجام اين امر ، يعنى محو و انهدام مفت‌خوارى و مبانى امنيت و رفاه استفادهء كارگران از مشقت خويش ، اولين وظيفهء من خواهد بود . لازم است بنيان عدليهء ما كه مركز فجايع و جنايات است ، واژگون و معدوم گشته بر روى خرابه‌هاى وى ، يك عدالت خانهء حقيقى ، كه اركانش مبنى بر عدل و نصفت باشد بنا گردد زيرا فقط چنين عدالت خانه‌اى ميتواند ، شالودهء يك حكومت ملى باشد . لازمست قيمت زحمت و مشقت كارگران و دهقانان سنجيده گشته ، و دورهء فلاكت و بدبختى آنان خاتمه يابد . براى حصول اين مقصود ، اولين اقدامى كه بايد به عمل آيد ، تقسيم خالصجات و اراضى دولتى ما بين دهقانان و همين‌طور وضع قوانين كه زارع را از املاك اربابى بيشتر بهره‌مند سازد ، و در معاملات ارباب با دهقان تعديلى شود و موجبات صحى و زندگى آنان را تأمين كند . لازم است ، وضعيت هرج‌ومرج كنونى مالى ، و تشكيلات سوئى كه مهمترين عامل اختلال آن بوده است ، محو گشته بجاى آن تشكيلاتى برقرار گردد ، تا مالياتهائى كه از ملت گرفته مىشود ، با رعايت كمال اقتصاد و صرفه‌جوئى ، صرف حوائج ملت گردد . لازمست كه اخلاق و قواى روحيه و احساسات ابناء ما بوسيلهء تعليمات مليهء وطن‌پرستانه نمو و ترقى نمايد ، تا وطن ما موطن فرزندان لايق فداكار گردد . لازمست ، مدارسى تأسيس گردد كه براى كشور ايران ، آرى براى ايران ، كه مانند خورشيد فروزان و تابان بود و اكنون از تمدن و ترقى دور افتاده است ، فرزندان لايق و شايسته تدارك نمايد .