عبدالله مستوفى
194
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
سيد جعفر پيشهورى هم يكى از آنها بوده است و من تعجب دارم كه اين آقا چگونه ، دو مرتبه خود را با اين طناب پوسيدهها ميخواهد بچاه بيفكند . پيشبينىهاى بىموضوع من آنچه فكر ميكنم نميتوانم بدانم بعد از تصويب مواد قرارداد كه در هفدهم جدى انجام يافته است ، جلسات مجلس مشاورهء عالى كه از 19 تا 28 جدى ، متناوبا در منزل رجال خارج از هيئت وزراء ، مانند صمصام السلطنه و مشير الدوله و عين الدوله ، تشكيل ميشده براى چه مقصود بوده است ؟ شك نيست كه در اينوقت كشور ايران كارهاى زيادى داشته است كه بايد بدست وزراء و اشخاص رسمى انجام شود ، ولى اين كارها كارى نبوده است كه احتياجى بتصويب شوراى عالى داشته باشد . مگر اينكه بگوئيم بامر شاه مقرر شده است كه اين آقايان مجالس خود را همچنان سرپا داشته باشند ، تا اگر در مواد مصوبهء قرارداد ترديدى حاصل شود ، يا بالشويكها دبهاى درآورند براى حل و تسويهء آن حاضر باشند ، و نيز محتمل است كه تمديد اين جلسات براى اين بوده است كه بگويند اين مجلس ، فقط براى تصويب مواد پيمان با روسيه نبوده است . از همه مضحكتر . بيانيهء گيلك مرد است كه روز 18 جدى كه همان روز ارسال مواد بيست و ششگانه ، براى مشاور الممالك است . تازه ميگويد « مردم شهرت ميدهند كه دولت علاقهاى به تلگرافاتى كه از طرف مشاور الممالك ميرسد نشان نميدهد ، و با بىاعتنائى به آن مينگرد ، در صورتى كه اين گونه مسائل محتاج بمذاكره و حل در نزد متخصصين است ، و تا اين مقدمات به عمل نيايد ، و مطلب درست پخته نشود اعلام آن براى عامه فائدهاى ندارد ، و تاكنون هم دستورى در اين زمينه براى مشاور الممالك فرستاده نشده است ! ! » من تصور ميكنم كه اين پيشبينىها براى آن بوده است ، كه مثلا سفارت انگليس را باشتباه بيندازند . ولى امروز كه تاريخ اين وقايع ، از اين سر و آن سر پيدا شده دنبال هم افتاده ، و مقدمات و مقارنات آنها روشن گشته است ، به خوبى واضح مىشود كه اين خردهكاريها جز عمل لغو چيزى نبوده است . زيرا با وجود خود گيلك مرد ، و همكارى او با سيد ضياء الدين ، و روابط سيد با انگليسها ، چنان كه در آيندهء نزديكى خوانندهء عزيز از آن اطلاع حاصل خواهد كرد ، يقينا سفارت انگليس هم از 16 مادهء سابق و هم از 21 مادهء آشكارا و هفت مادهء سرى ارسالىهاى مشاور الممالك ، و هم از 28 مادهء تصويبى مجلس مشاورهء عالى ، به خوبى مسبوق بوده است . اگر اينطور نبود ، درست در همان وقت كه مجلس مشاورهء عالى مشغول تصويب مواد بيست و ششگانه بود ، بدستور سفارت ، كلنى انگليس براى ترك گفتن خاك ايران ، اجلاس نميكرد ، و بانك انگليس هو و جنجال پسدادن سپردههاى مردم را اعلان نمىنمود . فقط ايرانيها از مواد قرارداد بىخبر بودند كه آن هم براى وحشت و اضطراب مردم نافع ، و كار كودتا را سهلتر ميكرد .