عبدالله مستوفى
179
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
حضار از نطق شاه كه چيزى نفهميدند و اعليحضرت بفرحآباد تشريف بردند . ببينيم حضرت اشرف سپهدار اعظم چه ميفرمايند ؟ شايد از بيانات ايشان چيزى دستگير حضار بشود . نطق آقاى رئيس الوزراء از نطق شاه هم كوتاهتر بود ، و بيان موضوع را يكسره بمشروحهاى كه اديب السلطنه معاون رياست وزراء ، ( جناب آقاى حسين سميعى ) در دست داشت احاله مينمود . سابقا بضجه مويههاى اين نخستوزير ، در بيانيههاى خود اشاره كردهام ، مشروحهء امروزهء او كه بوسيلهء معاون رياست وزراء قرائت شد ، بقلم مرد اديبى مانند آقاى حسين سميعى ، و شاهكارى از اغراق در مشكلى امور بوده ، و مخصوصا در اغتشاش بالشويكها ( ؟ ) در نواحى شمال ، و عدم توانائى دولت در جلوگيرى از آن داد فصاحت و بلاغت داده شده ، و آخر الامر بما نحن فيه يعنى مراسلهء سفارت انگليس ، رسيده و عدهء قرائت عين آن را كه بايد بلافاصله شروع شود ، دادند . ولى آقاى نخستوزير ميخواست نگذارد مراسله قرائت شود ، و بعد از قرائت مشروحه كه بتوسط اديب السلطنه انجام شد ، چند كلمهاى ايراد ، و فرمودند خوب است آقايان كميسيونى تعيين نمايند كه مراسله ، در آن كميسيون قرائت شود ، و اين بعد از تقاضاى مجدانهء حضار بود كه راضى شدند اصل مراسله قرائت گردد . پس از قرائت مراسلهء سفارت نصر الملك ( جناب آقاى حسنعلى هدايت ) در تكميل مشروحهء نخستوزير و توضيح مراسله ، شرحى كه البته بيشتر آن راجع به تشريح وخامت اوضاع ، و بيچارگى دولت و استمداد فكرى از رجال و نمايندگان ملت براى تعيين خطمشى دولت بود ، ايراد نموده ، در خالى كردن توى دل حضار آنچه سعى داشتند به كار بستند . ولى حرفى از شانزده مادهء ارسالى مشاور الممالك بميان نياورده حتى بعد از پرسش يكى از حضار هم گفتند اطلاعات كافى در اين باب نداريم . در صورتى كه اين شانزده ماده دو روز قبل ( روز 4 قوس ) بوزارت امور خارجه رسيده ، و حتى وصول آن را روزنامهها هم اجمالا در قسمت اخبار خود بطور « ميگويند » نوشتهاند . از اين جمله معلوم مىشود كه اكثريت اعضاى كابينهء آقاى سپهدار طرفدار سياست يكطرفى بوده ، و ميخواستهاند با اين اغراقات خود در خطر نفوذ بلشويزم و عدم توانائى دولت در جلوگيرى آن از مجلس مشاورهء عالى چيزى بشنوند ، و آن را مستمسك كرده و خود را مثل زمان وثوق الدوله يكسره بدامان انگليس انداخته ، و از روسيه بالمره صرفنظر كنند ، و شايد قرارداد كذائى وثوق الدوله را هم بر ملت تحميل نمايند و الّا دليل نداشته است ، كه تا اين اندازه مردم را از بلشويكها كه در ساحل انزلى هستند ، و از متجاسرين كه فقط در رشت نشسته و جرئت جلو آمدن ندارند ترسانده و آنقدر در وخامت اوضاع كشور راه اغراق بپيمايند . مقارنهء تاريخ مراسلهء سفارت انگليس ، با وصول شانزده مادهء ارسالى از مسكو ، دليل باهر اين گفته است . اما مجلسيان ، آنها كه رجال مملكت بودند يا اصلا حاضر نشده ، و ببهانهء كسالت