عبدالله مستوفى

177

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

پى برده ، و استعفا نموده باشد . زيرا اگر غير از اين تصور كنيم ، بايد يا اين رئيس الوزراى وطن‌پرست را طرفدار بالشويكها بدانيم ، يا او را مردى گاه گير و غيرجدى و بوالهوس بشماريم . در صورتى كه مشير الدوله از اين هردو ذميمه كاملا بدور بوده است . گرچه ممكن است دور نرويم و بگوئيم مشير الدوله حس كرده بوده است كه پافشارى انگليس‌ها در عزل اين روسهاى تزارى براى آنست كه در آيندهء نزديكى افسران خود را بجاى آنها پيشنهاد كنند ، و اينهم حقا مخالف سياست موازنهء منفى او بوده ، و يا بىجهت استعفا داده باشد . اما شاه چرا راضى به اين امر شده ، و ميل انگليسها را بر عقيدهء رئيس الوزرائى مثل مشير الدوله ترجيح داده است ؟ براى اينكه ، انگليسها اقامت قشون خود را ، بين منجيل و قزوين ، فقط براى نجات ايران از حملهء بالشكويها وانمود ميكردند و شاه هم بواسطهء بىاطلاعى از كنه قضيه ، آنها را مدافع پاىتخت ، و بنابراين مدافع تاج و تخت خود ميدانست . همينقدر كه آنها اطمينان ميدادند كه بموجب اطلاع خدشه‌ناپذير دانسته‌اند كه سبب اين عقب‌نشينى بىدليل افسران روسى بوده‌اند كافى ميشده است كه مقاومت مشير الدوله را از راه اشتباه بداند ، و بعد از استعفاى او دستخط اخراج آنها را برئيس الوزراى جديد صادر نمايد . در هرحال استراسلسكى كه در قزوين بود ، امر سپهدار را در باب تحويل دويزيون بسردار همايون دريافت ، و اطاعت كرده ، فورا از راه بغداد از ايران خارج شد . و همين خروج بدون هيچ اعتراض او دليل ديگرى براى مطالب سابق الذكر است كه انگليس‌ها با تهديد و تطميع خود ، مانع شده باشند كه مبادا سركردهء روس به تهران آمده ، بيگناهى خود را ثابت كند ، و در ضمن محاكمه ، روابط افسران انگليسى با افسران ايرانى آترياد رشت و راز كودتا برملا و افشا گردد و آنچه رشته‌اند پنبه شود « 1 » . تشكيل كابينه و كمك دولت بابن سبيل‌هاى رشتى بالاخره ، بعد از نوزده روز بحران ، در 22 عقرب آقاى سپهدار كابينهء خود را بهرجان كندنى بود تشكيل و بشاه معرفى نموده ، و رسما وارد كار شد . هيئت دولت جديد بايد خطمشى خود را به اطلاع عموم برساند . باز هم آقاى سپهدار موقع گير آورده ، در اين بيانيهء خود كه بمنزلهء مرامنامهء هيئت وزراء بود ، تا توانست با اصطلاحات نچسب ، از وخامت اوضاع ضجه و مويه راه انداخت ، و با تعبيرات عجيب خود توى دل مردم را خالى كرد . نميدانم ، چه روز ولى در همين روزهاى اوليهء تشكيل كابينه بود كه متجاسرين كه تا اينوقت از تعرض به شهر بىمدافع رشت خوددارى كرده بودند ، به اين شهر وارد شدند . مردم اين شهر كه ورود اين هم‌ولايتىها را مقدمة الجيش بالشويك‌هاى ساحلى دانستند ، اكثر شهر را خالى كرده ، با وسائل ناقص ، حتى پياده بجانب تهران راه افتادند . ورود

--> ( 1 ) - اقتباس از مثل معروف « هرچه رشتم پنبه شد » است كه عوام در موارد ناكاميابى به كار مىبندند .