عبدالله مستوفى
173
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
شايد آن مرحوم به من جواب ميگفت ، كه در آن روزها مأمورين نظامى و سياسى انگليس در ايران ، از قرارداد وثوق الدوله مأيوس شده ، و چارهء دور كردن بالشويكها از ايران و بستن كل ديوار كذائى را از سمت ايران به برپاداشتن كودتا و تراشيدن ديكتاتور در ايران تشخيص داده ، و بقدرى در اين زمينه پيش رفته بودند كه ممكن نبود ، برگردند و از خر شيطان پائين بيايند . در اين روزها ، تمام حواس مأمورين آنها معطوف به دو امر بود ، يكى توليد مانع براى عقد قرارداد دوستى بين ايران و روسيه ، و ديگرى برپاداشتن وقايعى كه شب سوم حوت 1299 اتفاق افتاد . آنها كسى را ميخواستند كه دانسته ، يا ندانسته در اين دو موضوع كمك آنها باشد . من هم آنشخص نبودم و آب ما از يك جوى نميرفت ، و من براى حفظ حيثيت خود ناگزير بودم بآبرومندى از كار خارج شوم . كابينهء سپهدار اعظم چند روز بعد از استعفاى مشير الدوله ، بموجب دستخط شاه آقاى سپهدار اعظم رئيس الوزراء شد ، و بقول خودش مشغول مطالعه در تعيين افراد همكاران خود گرديد . ولى آقاى رئيس الوزراء ، نميتوانست عدهاى براى همكارى با خود جمعآورى ، و كابينهء خود را معرفى كند . بعضى زير بار كار نمىرفتند . برخى را او نمىپسنديد ، پارهاى هم بودند كه او را نمىپسنديدند . البته دست آنهائيكه بفكر برپاداشتن كودتا بودند ، نيز در اين دير كاميابى بىمداخله نبوده است . زيرا هرقدر كابينه ديرتر معرفى ميشد ، آنها مقدمات كار را بهتر ، و بىموى دماغتر تدارك ميديدند . اما مردم ، همه در حيرت بودند كه در اين موقع كه بالشويكها با كشتيهاى خود در سواحل لنگر انداختهاند و متجاسرين در انزلى هستند ، و آترياد رشت هم اين شهر سرحدى را خالى ، و بلامدافع گذاشته ، و تا آقابابا به سمت منجيل عقبنشينى كرده است ، و سفير ايران هم در مسكو مشغول مذاكرهء عقد قرارداد بود و حاجت بدستور دارد ، اينقدر مطالعه براى چه لازم است ؟ چرا اين آقاى بزرگوار تكانى به خود نميدهد ، و كابينهء خود را زودتر معرفى نميكند . تا لامحاله ساير همكاران او كارها را روبراه كنند . تنازع چندين عامل بر معمول واحد در كشور ما چون حزبى كه اكثريت حسابى داشته باشد موجود نيست هميشه انتخاب رئيس الوزراءها با بلوك صورت ميگيرد و راضى كردن احزاب جزء بلوك كار مشكلى است . زيرا « هيچ وقت گربه براى رضاى خدا موش نميگيرد » و هر حزبى شركت خود را در بلوك مشروط به نظر داشتن در نقاط حساس كارها مىكند . اگر مثلا انتخابات در پيش باشد ، همه ميخواهند وزير داخله از افراد آنها باشد ، و اگر اجازهء صدور و ورود كالا در دست دولت بود ، وزارت بازرگانى و پيشه و هنر طرف توجه واقع مىشود . وزارت ماليه چون « سرش بوى آرد ميدهد « 1 » » هميشه خواهان زياد دارد . آقاى
--> ( 1 ) - يعنى تازه از آسيا آمده و نزد او آرد هست و كنايه از صاحب حل و عقد بودن و بخصوص در دست داشتن ماده و پول است .