عبدالله مستوفى
168
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
سرحد ايران براى قشون خود ميفرستادند ، و بين صد الى دويست ميليون مناتى كه روسها بتجار ايران قرض داده ، كه موقع دادن يكى پنج شش قران مىارزيد و با منات يكى پنج شش شاهى سرش هم آمده بود و نيز اسب و يراق و قشون سواره و پيادهء روسى كه بعد از نفوذ بالشويكى در آنها هريك مركوب و ساز و برگ خود را با چيزهاى ناقابل ، حتى با چند سير كشمش و يك خوشهء انگور مبادله كرده ، و با لباس عادى از سرحد ايران خارج گشتند ، و بالاخره ، لوازم جنگى و زندگانى يكصد هزار قشون كه روسها در شرفخانه ، نزديك تبريز تدارك ديده و واگذاشته و رفته بودند ، چيزهائى بود كه افراد ايرانى از آنها استفاده كرده بودند . از طرف ديگر ، دول جنگنده مازاد مواد خام و دستكارىهاى اهالى را در ايام جنگ بقيمتهاى خوب خريدارى كرده ، و بواسطهء احتياجات خود ، صدور اكثر كالاها را از كشور خويش مانع شده ، و ايرانيها بفراهم كردن نظير آنها رفع حاجت نموده ، و از پرداخت پولهائى كه در سالهاى عادى براى اين قبيل واردات مصرف ميكردند ، معاف شده بودند . تمام اين پيشآمدها موجب افزايش ثروت عمومى كشور شده بود . در اين دوره ، امتياز نشر اسكناس با بانك شاهنشاهى ، و سرمايهء اين بانك مال انگليسها بود . خوشبختانه ، ما هم با دول جنگنده اتحاد نكرده بوديم . مثل امروز نبود كه بعنوان همكارى تا بتوانند آب باسكناس ما بسته ، و قرض « مرگ بابائى » و « وعدهء سرخرمن » از دولت ايران بگيرند ، و در مقابل قيمت اشياء بخودمان پس بدهند . چون حقهبازيهاى وزراى حرامپيشه و تعيين قيمت اجبارى براى ليرهء كاغذى در كار نبود ، و معاملات مردم با ارز آزاد صورت ميگرفت ناچار قيمت ارز خارجى ، بواسطهء زيادى عرضه روزبروز تنزل ميكرد ، چنان كه قيمت ليرهء كاغذى تا نوزده قران هم تنزل كرده بود . باوجوداين چون همهكس در مقابل كار و كالاى خود ، پول كاغذى خارجى را قبول نميكرد ، دول جنگنده براى رفع حوائج زياد خود ، مجبور بودند عين پول طلا و نقره با اسكناس ايران ، كه بلافاصله در بانك شاهنشاهى ، به همان قيمت تسميهاى آن قابل مبادله با نقره بود ، خرج كنند . حتى آلمانها براى اينكه تودهء اهالى ايران با ليرهء عثمانى بيشتر سروكار داشته ، و اين پول طلا را بهتر از استرلينگ و گينه و امپريال « ده مناتى و پنج مناتى طلا » ميشناختند ، ليرهء عثمانى در برلن سكه كرده ، و در ايران خرج ميكردند . شايد بازماندگان آنها كه از اين ليرهها از آلمانها گرفتهاند ، امروز هم از اين پولها در صندوق خود داشته باشند . تمام اين عوامل سبب شده بود كه عين ليرهء طلاى استرلينك انگليسى ، بيشتر از دانهاى سه تومان ، يعنى سى قران نقره دادوستد نميشد . پس تلافى طلاهائيكه از هزار و سيصد هجرى قمرى به بعد ، بر اثر ارزانى نقره رواج تجارت خارجى ، بمرور از ايران خارج شده بود ، تا حدى بيرون آمده ، و اثر آن تا اوائل سلطنت پهلوى ظاهر بود . قسمت مهم پيشرفتهاى اقتصادى دولت ايران ، در دورهء پهلوى مديون اين پيشآمدها و ذخيره شدن يكى دو خروار طلا كه پشتوانهء اسكناس بانك