عبدالله مستوفى

169

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ملى شد ، نتيجهء اين اوضاع بود . و الا ما كجا و ساختن راه‌آهن سرتاسرى كه همه چيزش با ارز خارجى ساخته شده است كجا ؟ ليره گور و كفنى قدما رسم داشتند مقدارى پول طلاى خمس و زكات در رفته لاى كفن خود كه قبلا تهيه كرده ، و اگر حاجى بودند اين كفن دو جامهء احرام آنها بود ، ميگذاشتند كه در وقوع واقعهء موت بازماندگان براى مصارف آخرى آنها در زحمت نباشند . در بهار سال 1306 شمسى ، سال دوم سلطنت پهلوى كه حاجى فخر الملك پدر زنم مرحوم شد ، چون آقايان اردلان پسرهاى آن مرحوم همه در مسافرت بودند و يا كسالت داشتند ، كار تشييع و ختم آنمرحوم را من متكفل بودم . استرلينك‌هاى گور و كفنى آن مرحوم به چهار تومان و دو قران مبادله و مصرف شد ، و چون مرحوم حاجى فخر الملك اولاد صغير هم داشت ، رعايت غبطهء صغير طرف توجه من بود ، براى بدست آوردن قيمت واقعى اين ليره‌هاى طلاى انگليسى ، من خود چند دانهء آن را شخصا ببازار برده ، و به قيمت چهار تومان و دو قران مبادله كردم . سياست داخلى در اين پانزده سالهء انقلاب ، هرچندى يك بار حكومتى روى كار ميآمد ، و بسليقه و حساب خود اساسى براى كار پىافكنى ميكرد ولى هنوز ديوار تأسيسات خود را بلند نكرده ، پى كار خود ميرفت و دولت جديدى جاى آن را ميگرفت ، و تأسيسات نيمه‌كارهء قبل از خود را خراب و اساس تازه‌اى پهن ميكرد كه آن هم در نوبت خود گرفتار بيمهرى دولت بعدتر ميشد . بر اثر اين وضع مردم احكام هرمن اللّه الحكمى را حقا بازيچه دانسته ، و نفاذ امر من له الامر از سلطنت گرفته ، تا كدخدائى كوچك‌ترين ده ، از بين رفته و در مقابل اشخاص متنفذ غير مسؤل كه هريك در قلمرو نفوذ مضر خود فعال مايشاء بودند ، بر اعراض و نواميس حكمفرمائى ميكردند ، مضار معنوى و مادى اين وضع از تشريح بىنياز است ، نتيجهء آن كه پنهان داشتن سرمايه ، و بيكارى و دست‌تنگى مردمان آرام زحمت‌كش است ، در تمام شئون اجتماعى هويدا بود ، همه‌كس درد را مىفهميد و همه از دل و جان خواهان حكومت مقتدر فعالى بودند كه بتواند به نفع جامعه از اين پيش‌آمدهاى اقتصادى و بهبودىهاى مالى دولت استفاده نمايد . مردم به تجربه اين پانزده ساله دانسته بودند كه نه خيالات واهى و ماجراجويانه و انقلاب‌طلبانهء دمكراتها ، و نه احتياط و ترس و لرز يا بعبارت ساده‌تر ، بىعرضگى اعتداليها ، هيچيك كارى پيش نميبرد و دولت مقتدر و مجلس صالحى لازم است كه بتواند بدون طمع و غرض ، قدرت قانون را از پاى تخت گرفته ، تا اقصى بلاد و دهات سرحدى كشور جانشين اين هرج‌ومرج نمايد . و از بهبوديهاى مالى دولت و اقتصاد عمومى بنفع جامعه استفاده كرده ، راههاى تازه‌اى براى انتفاع جامعه باز كند ، و دولت را به