عبدالله مستوفى

159

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

كشتيهاى نفت‌سوز ، چيز خيلى مهم ساده‌اى كشف شد ، و آن رجحان نفت ، بخصوص در سوخت كشتى بر ذغال بود . يك متر مكعب نفت خيلى بيشتر از يك متر مكعب ذغال كار صورت ميدهد . ميدانيم در كشتى مسألهء مكان ، و بالنتيجه كم‌حجمى بار ، روح و اساس حمل‌ونقل است . اين كشف با سادگى كه دارد انكشاف تازه‌اى بود كه تا اينوقت به آن برنخورده بودند . همين كه قدرى پيش رفتند ، متوجه شدند كشتى نفت‌سوز اصلا حاجتى بانبار عليحده در خود كشتى و دنبالهء كشتيهاى سوخت‌كش و بندرهاى سر راه براى انبار سوخت ندارد ، و ميتوان نفت سوخت كشتى را در فضاى خاليى كه زير كشتيها براى مقاومت با وزن بار كشتى ميسازند ، منتها سرخالىتر انبار كرد ، و چون وزن مخصوص نفت كمتر از آبست ، تا حدى كار هوا را هم مىكند . پس اين سوخت ، گذشته از اينكه بار مزاحم نيست بقدريكه وزنش از آب كمتر است ، مثل هوا از لوازم كار هم بشمار ميآيد . بنابراين مقدمات ، كشتىهاى آلمان بدون هيچ حاجت بداشتن انبار ذغال در سطح كشتى و دم و دنبالهء كشتيهاى ذغال‌كش و معطلى در بندرهاى سر راه ، براى ذغالگيرى و اين بند و بساطها ، ميتوانستند از هر محلى بهر مقصدى بروند و بيايند و هيچوقت از سوخت تنگى نكشند . زيرا انبار خالى كه فقط براى هوا در بغل‌هاى قسمت زير آب كشتىها ميسازند ، بايد بقدرى جادار باشد كه با هر درازى رفت‌وآمد ، بتواند نفت سوخت كشتى را حمل كند و جاى خالى براى هوا هم داشته باشد . ذغال‌گيرى كشتى كار پرزحمتى است ، كه شايد به قدر بارگيرى آن عمله و جر اثقال لازم دارد ، در صورتى كه نفت‌گيرى جز وصل لولهء انبار نفت ساحلى بانبار كشتى زحمت ديگرى ندارد و كار به اين پر منفعتى خود به خود صورت ميگيرد . در موقع سوزاندن هم ، ذغال را بايد كيسه كيسه از انبار بپاى اجاق آورد و بيل بيل در آن ريخت ، ولى نفت با يك ماشين تلمبهء مدرج ، خودبخود بكانون ريخته شده ، و بدون هيچ حاجت بكارگر با يك فشار بشصتى ، كار حراقى كشتى انجام ميپذيرد . زندگى انگليس از دولت سر نفت ايران است انگليس خبردار شد ، و سر اين زبده سوارى و بىاحتياجى بزنگ و زنجير و دم دنباله را در كشتىهاى آلمان بدست آورد . البته تغيير ماشين كشتىها و نفت‌سوز كردن آنها چيز مهمى نيست . ولى نفت آن را كه خودمان هيچ نداريم ، از كجا بياوريم ، از روسيه ، و از بادكوبه ؟ كه بدرياى آزاد وصل نيست ، و رساندن آن بدسترس كشتىهاى ما هزار عذاب و جان كندن دارد ؟ گذشته از اين ، روسها رقيب خونين ما هستند و حتى در اين خاصيت از آلمان‌ها هم جلوترند . كشور آنها هم پر سكنه و خودشان احتياج زياد به نفت دارند و اگر بخواهند دست‌هاى كشور و منابع ثروت خود را به كار بيندازند ، نفت بادكوبه هم براى آنها كم است و البته نفت خود را به هيچ قيمتى بما نخواهند فروخت ! باز از امريكا ؟ كه گذشته از دورى راه ، و گرانى كرايه و آفات