عبدالله مستوفى

8

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

منحل شدن هيئت مميزى ايالت تهران كار مميزى ايالت تهران در بهار 1297 و در آن بحبوبهء قحطى و ناخوشى ، البته تعطيل بود . من مانند يكسال گذشته هر ماهه تفاوت مخارج را مىپرداختم و بوزارت ماليه صورت ميفرستادم . در اول سنبله كاغذى از وزارت ماليهء كابينهء جديد دريافت داشتم كه انحلال هيئت مميزى تهران را اعلام ميكرد . من هم صورت اضافه مخارج يكماههء اخير را عليحده به ضميمهء صورت كل تفاوت‌هاى پرداختى قبل كه هفده ماههء آن بالغ بر ششهزار و هفتصد تومان شده بود ، نوشته براى وزارتخانه فرستادم و تقاضا كردم وجه آن را بدهند كه بطلبكارهاى خود داده ، خويش را از مطالبهء آنها خلاص كنم ولى جوابى از اين نامه دريافت نكردم . قرض من از صدى هيجده تا صدى بيست و چهار فرع داشت و بطلب من از دولت فرعى تعلق نميگرفت . يكسالى گرفتار رسيدگى و تصديق رسمى اين طلب بودم . بعد از تصديق هم هروقت مطالبه ميكردم بامروز و فردا ميگذشت و قرض من روز افزون زياد ميشد . سال 1300 اين شش هفت هزار تومان سر بپانزده هزار تومان زد و رشتهء زندگانى ما را كه تا اين تاريخ ، هميشه در كمال نظم بود و هيچوقت بلند پروازى كه موجب اختلال امر معيشت باشد نداشتيم بالمره درهم و برهم كرد . بفكر افتاديم كه مقدارى از علاقهء ملكى بكاهيم و گريبان خود را از اين قرض بىوجه خلاص كنيم . بهر درى زديم مشترى گير نياورديم . سرمايه‌داران فرع صدى هيجده و بيست و چهار را بر عايدى ملك كه صدى شش و هفت بيشتر نيست ترجيح ميدادند . هرقدر جلوتر ميرفتيم ، آلودگى ما زيادتر ميشد . تا در سالهاى 1305 و 1306 اين قرض بسى و پنجهزار تومان بالغ شد و بالاخره خانهء مسكونى كه تازه با زندگانى خود متناسب كرده بوديم و دو ثلث علاقهء ساوجبلاغ را بهرقيمتى كه مشترى پيدا كرد ، داديم و خود را خلاص كرديم . اما طلب از دولت دو هزار تومان آن در 1302 وصول شد كه به نصف فرع همان سال قروض هم وفا نكرد و دو هزار و ششصد تومان آن از 1306 تا 1312 صد تومان دويست تومان مستهلك گرديد و وصول دو هزار تومان باقى آن تا سال 1315 به طول انجاميد باز هم در ضمن « شرح زندگانى من » به اين موضوع برخورده تشريحات بيشترى در اين زمينه ميكنم فوت دو تن از اعضاى خانواده در تابستان سال 1297 دو تا از خواهرهاى ما حاجى سكينه خانم عيال حاجى موقر الدوله و خير النساء خانم ، عيال آقاى حاجى ميرزا مصطفى خان ( مادر آقايان مهراد ) بفاصلهء يك ماه بدرود زندگى گفتند . ختم خانم موقر الدوله در خانهء او و ختم خانم حاجى ميرزا مصطفى خان در منزل ما گذاشته شد . اين روزها ختم مردانه منحصر بيكروز شده بود ، آن هم پيش از ظهر تمام ميشد . على الرسم وثوق الدوله و افراد هيئت وزراء كه همه با ما خصوصيت داشتند به منزل ما آمده ، همان روز پيش از ظهر ختم را جمع كردند . ختم زنانه كه در اندرون آقاى فتح اللّه مستوفى بود سه روز دوام داشت . جنازهء سكينه خانم را برحسب وصيت خود او امانت گذاشتند كه بعتبات بفرستند و