عبدالله مستوفى

148

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مواجههء با دنيكن و ورانگل و بخصوص در بادكوبه ، پايدارى آنها را امتحان كرده بودند ترسى نداشتند و ميدانستند « شما چند مرده حلاجيد ! » « 1 » ماندن شما در منجيل و پشت‌سر قزاقهاى ايران براى دو مقصود بود : يكى اينكه اگر نتوانيد بيادداشتهاى ميان خالى و تشرهاى كاشى خود از قبيل دستور دادن به اتباع انگليس كه دست پاى خود را براى رفتن از ايران جمع كنند ، و اعلان بانك انگليس كه مردم بيايند سپرده‌هاى خود را از بانك خارج نمايند ؛ و خرده‌كارىهاى ديگر ايرانيها را از عقد پيمان دوستى با دولت شوروى روسيه باز داريد ، لامحاله بوسيله اين چماق نشان دادن « 2 » بالشويكها را به سمت ايران بكشانيد ، يا بعبارت ساده‌تر ايرانرا با بالشويكها سر شاخ كنيد و خودتان بچاك زده ، در قزوين و بعد در همدان و كرمانشاهان و بالاخره در خانقين ، يكى بعد از ديگرى البته همه‌جا پشت‌سر ايرانىها موضع گرفته ، و باز هم در همه‌جا بدون تلف كردن يك فشنگ ، و از دست دادن يك مثقال خون ، خود را صحيح و سالم به بين النهرين مستعمرهء جديد خود برسانيد ، تا اگر با اين حيله نتوانستيد مار خانهء خود را بدست غير بگيريد ، لامحاله خويش را براى پذيرائى بالشويكها در عراق عرب منتها باز هم با همين طرز عقب‌نشينى مجهزتر كرده باشيد ! مقصود دوم شما از اقامت قشونتان در منجيل و قزوين ، كمك بكودتا بود كه از دو سه ماه قبل خشت و گل آن را آب گرفته ، و گرماگرم مشغول تدارك مقدمات آن بوديد . شاهد اين جمله اقامت پنج شش ماههء قشون شما بعد از رفتن بالشويكها از آبهاى ساحل ايران است ، كه تا بهار سال 1300 و انداختن كودتا روى غلطك عدهء خود را در منجيل ، و بخصوص در قزوين نگاهداشتيد ! لرد كرزن در اين دو نطق خود از كمكهاى مالى هم كه در اين دو ساله از طرف دولت انگليس بايران شده است ، سخن رانده و منت‌هائى بار ايرانيها كرده است . خوانندهء عزيز به زودى و در موقع خود خواهد ديد كه در همين اوقات كه اين جناب لرد براى ماهى سيصد و پنجاه هزار تومان مساعدهء دو ميليون ليره قرضى كه التفات كرده ، با فرع صدى هفت بكابينهء مشير الدوله بايران داده بودند ، منت سر ايران ميگذارد ، دولت ايران چند برابر آن را از بابت حق امتياز نفت جنوب از دولت انگليس طلبكار بوده ، و اين بزرگوارى هم جز شاه‌اندازى بىموضوع چيزى نبوده است . دروغ بيحد و گرگ سرافراز لرد كرزن براى پيشرفت دادن بسياست حزبى و شخصى خود در اين دو نطق خيلى نامربوط حرف زده ، و در حقيقت يكمشت دروغ بهم بافته است .

--> ( 1 ) - يعنى ، چقدر از شما كار برمىآيد ؟ اين جمله كنايه‌اى هميشه مثل متن در مقام تعيير و سرزنش به كار ميرود . معلوم مىشود حلاجى كه موضوع اين كنايه واقع شده است شخص قورت‌اندازى بوده و مثلا ميگفته من ده مرده حلاجم ، يعنى به قدر ده نفر حلاجى خواهم كرد و چون به قدر يك نفر هم كار نكرده است اين كنايه مصطلح شده است . يقينا تاريخچهء بامزه‌اى هم دارد كه فراموش شده يا من نشنيده‌ام . ( 2 ) - چماق نشان دادن كنايه از تحريك طرف و واداشتن او بنزاع و جنگ و جدال است .