عبدالله مستوفى

140

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نميتوان معتقد شد كه مأمورين سياسى و نظامى انگليس در ايران ، در آن روزها كه البته همه‌گونه وسيلهء خبرگيرى داشته‌اند ، از اين حقايق بىاطلاع بوده ، يا توجهى به اين وضعيت نداشته‌اند . بر فرض اينكه ، موضوع اولييانف را هم از قصه‌هاى تاريخى و مناسبات بعد از وقوعى بدانيم كه رفيق شومياتسكى ، بعد از اينها ، براى اثبات بىسوء قصدى بالشويكها نسبت بايران ، علاقه بانتشار آن داشته ، و قصه‌سرائى كرده باشد ، آيا همين بيكار ماندن بالشويكها در آبهاى ساحلى ايران ، كه اقدامات نظامى خود را منحصر به همان يكدفعه‌اى كرده بودند كه از طرف قشون ايران در بندر انزلى ، فشار بمتجاسرين وارد آمده بود ، دليل باهر بىسوء قصدى آنها نسبت بايران نبوده ، است ؟ آيا تجمع قواى انگليس در بين منجيل و قزوين ، بمنزلهء چماق نشان دادن و تحريك بالشويك‌ها نبوده ، و اگر آنها سوء قصدى بايران داشتند همين اقدام آنها را بيشتر بداخلهء ايران دعوت نميكرده ، و بهتر نبوده است كه انگليسها قولى را كه در به دو كابينهء مشير الدوله داده بودند ، عملى كرده ، زودتر خاك ايران را از قشون خود پاك كنند ؟ و بگذارند ايران كار خود را با بالشويك‌ها ، دوستانه سروصورت داده و ضمنا هندوستان و بين النهرين آن‌ها هم از نفوذ انتشارات بالشويكى محفوظ ماند ؟ انگليسها چرا راه كج ميرفتند ؟ پس ، اين رويه كه هم بر خلاف ميل ملت انگليس و هم بر ضرر ايرانيها ، و هم موجب نارضامندى بالشويكها بود ، يا بهتر بگوئيم بايع و مشترى و دلال هر سه را ميرنجاند ، براى چه مقصود ، و دولت انگليس اين طرز عمل را براى حصول چه منظور اتخاذ نموده بود ؟ دولت محافظه كار انگليس در اين يكى دو سالهء بعد از جنگ بين الملل بوسيلهء مالياتهاى جنگى كه از ملت وصول ميكرد ، توانسته بود از محازى پوزهء شير شبه‌جزيرهء اسكانديناوى ( سوئد و نروژ ) تا سرحد ايران ، از فنلاند و استونى و لتونى و ليتوانى و لهستان و چك اسلواكى و رومانى و بلغار و تركيه ، ديوارى بين اروپا و روسيه ايجاد نمايد ، و به اين وسيله مانع نفوذ عقايد كمونيستى باروپا ، و بالنتيجه بانگلستان بشود و از اين جهت خاطرش آسوده بود . ولى براى هندوستان ، مستعمرهء زرخيز قديمى ، و بين النهرين شكار تازهء او از جنگهاى بين الملل ، هنوز فكرى نشده ، و در حقيقت اين ديوار دورهء بالشويزم ، از سمت ايران بازمانده ، و قرارداد وثوق الدوله و بدست آوردن اختيار مالى و ادارى و قشونى ايران هم كه بايد اين كل ديوار را سد كند ، دچار عدم قبول ايرانيها ، و بالاخره اجراى آن گرفتار توقيف و تعطيل گشته بود . پس چه بايد كرد ، كه هندوستان و بين النهرين ، از انتشارات اين بالشويكهاى خبيث مصون ماند ؟ بايد در ايران كودتائى برپا داشت ، و ديكتاتورى براى اين كشور تراشيد