عبدالله مستوفى
141
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كه دست بالا كرده ، به پول و قوهء خود ايرانىها ، كل « 1 » اين ديوار دور بالشويزم را ببندد . بنابراين ، در اين اوقات ، تمام حواس مأمورين سياسى و نظامى انگليس در ايران ، صرف برپاداشتن كودتا ، و آب گرفتن خشت و گل براى بستن اين كل ديوار بود ، و بازار ايران را از آنچه بود آشفتهتر ميخواستند و توجهى به اين اقدامات كابينهء مشير الدوله كه منافع زيادى هم براى آنها داشت ، نداشتند و چون ميدانستند كه با مشير الدوله نميتوانند عمليات مقدماتى كودتا را انجام كنند ، اشكال تراشىهائى هم براى پيشرفت كار او ميكردند . عقبنشينى آترياد رشت ، تا آقابابا ، و خواستن تغيير استراسلسكى كه هردو فقره ، براى برپا داشتن كودتا نافع بود ، از اين راه بوده است . شايد مشير الدوله هم از تداركات مقدماتى كودتا بوئى برده ، و حساب عاقبت كار را كرده ، و بموجب عادت و رويهء خود كه هروقت افكار داخلى و خارجى را مخالف مصلحت ايران ميديد ، خود را بر كنار ميگرفت ، اين بار هم ببهانهء خستگى و احتياج باستراحت ، جاخالى كرده ، و ميدان را براى عمليات كودتا بلامعارض گذاشته باشد . لرد كرزن عصبانى شده است لرد كرزن وزير خارجهء انگلستان ، در تاريخ 16 نوامبر 1920 ( 25 عقرب 1299 ) يعنى 22 روز بعد از استعفاى مشير الدوله در نطقى كه در مجلس اعيان انگلستان ادا كرده ، با بيانات تحقيرآميز سياست مشير الدوله را سياستى ابلهانه دانسته و هيئت دولت جديد ايران ( دولت سپهدار ) را كه سه روز قبل از اين تاريخ تأسيس شده بود بتحسينهاى خود نوازش داده ، و محبت و مساعدت دولت انگلستان را نسبت بافراد آن اظهار داشته ، و آنها را از حزب دمكرات جوان ( ! ) كه نمايندهء افكار بزرگى هستند ، معرفى كرده است . اگر بمردهها و زندهها برنميخورد ، من در اينجا افراد اعضاى دو كابينه را محاذى يكديگر ميگذاشتم ، تا خوانندگان عزيز غرضورزى اين لرد وزير خارجهء انگلستان را توجه فرموده ، بهبينند كه سياستمداران براى منافع خود چگونه چغندر و ترب و شلغم را از نارنگى و پرتقال و ليمو ، بهتر وانمود ميكنند . كابينهاى كه بايد كار آب گرفتن خشت و گل كودتا زير چشم او انجام شود ، و سياست شخصى و حزبى جناب لرد كرزن را در ايران پيش ببرد ، البته بايد طرف اين تحسينهاى بىوجه او هم واقع شود . ولى مذمت از مشير الدوله ، از طرف لرد وزير خارجهء انگلستان خيلى بىمورد بوده ، و آن هم سببى داشته است كه محتاج بتوضيح مىباشد .
--> ( 1 ) - سر بىمو را كل و زمين نكاشته را كلا ميگويند . بطور استعاره هر محل بىعطل و مانعى را هم ميتوان به اين لغت فهماند . شايد اصطلاح كل يعنى رخنهء ديوار را هم به همين مناسبت اتخاذ كرده باشند . اين اصطلاح در يكى دو دندان افتاده كه رخنهاى در رديف دندانها ايجاد كرده باشد نيز به كار برده شده است . دندانهاى كل و كور هم بدندانهائى ميگويند كه رخنههائى در آن ايجاد شده باشد و كور در اينجا ضد كل و بمعنى ديواره و سد است ، چنان كه قنات و نهر مسدود را هم كور يعنى بىراه و رخنه ميخوانند .