عبدالله مستوفى

138

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

را به چشم و گوش زمامداران آن روز ايران بكشند و همسايگى و توانائى خود را بعاقدين قرارداد 1298 « شيرفهم » كنند ، مجبور شدند عده‌اى از قشون خود را كه براى راندن انگليسها از قفقاز به بادكوبه فرستاده بودند ، بعنوان تعقيب انگليسها بسواحل ايران روانه نموده ، و اين عده را كه در كشتيهاى خود در آبهاى سواحل بحر خزر لنگر انداخته بودند نگاهدارى كنند ، و در سواحل ايران بتحريكات بالشويكى پرداخته ، مردم را كه از قرارداد وثوق الدوله رنجور بودند ، برضد حكومت مركزى بشورانند و اگر از طرف قواى دولت ايران بر اين ياغىهاى داخلى فشارى وارد آيد ، از ياغيان جانب‌دارى كرده بوعده‌هاى همراهى خود آنها را سرپا نگاهداشته و احيانا با قواى ايران كه بسركوبى اين ياغيان ميآيند دست و پنجه نرم نمايند . تا دولت ايران مجبور شود با آنها وارد مذاكرهء صلح و صفا شده و رابطهء بين طرفين ايجاد شود . سياست دوطرفى مشير الدوله چنان كه ديديم ، مشير الدوله اول كسى بود كه بعد از چهار سال كجروى زمامداران كشور متوجه وضعيت شده ، رويهء بىاساس سياست يكطرفى را تغيير داده ، خود را رئيس الوزراء دلسوز كشور خويش و طالب منافع مشروع همسايه‌ها ، معرفى كرد . از يك طرف ، اجراى قرارداد وثوق الدوله را متوقف نموده ، و براى عقد قرارداد دوستى سفير بدربار دولت روسيهء شوروى فرستاد ، و از طرف ديگر براى جلوگيرى انتشارات بالشويكى ، قشون بجانب متجاسرين فرستاده ، و زمزمهء تجديد انتخابات وكلاى فرمايشى وثوق الدوله را كه براى ضديت با انگليس آغاز شده بود خاموش نمود ، تا براى هيچيك از دو رقيب مزيتى قائل نشده ، و در هرحال نفع كشور خويش را رعايت كرده باشد . منافع اين سياست براى انگليسها به نظر ميرسد ، كه سهم انگليس در اين رعايت منافع كمتر از روسيه منظور شده باشد . ولى اگر بدقت ملاحظه شود ، فرستادن قشون براى سركوبى متجاسرين كه در آن وقت درجهء روابط آنها با بالشويكها و دلبستگى بالشويك‌ها به آنها درست معلوم نبود ، كار كوچكى بشمار نميآيد . زيرا ممكن بود همين قشون‌كشى برضد ياغيان داخلى ، مقدمهء جنگ با خارجى بشود ، و بالشكويكها را بجانب ايران بكشاند . از اين هم كه تنزل كنيم ، حائل شدن قشون ايران ، بين بالشكويكهاى ساحلى و انگليسها كه از منجيل تا قزوين موضع گرفته بودند ، براى انگليسها خيلى ذيقيمت ، و قوهء بىطرفى بود كه بين اين دو قوه كه در بادكوبه باهم جنگيده بودند حائل شده ، و از تماس مستقيم آنها با يكديگر جلوگيرى ميكرد . خوانندهء عزيز توجه دارد كه اگر زد و خوردى بين اين دو قوه پيش مىآمد ، انگليسها نميتوانستند جلو بالشويكها بند شوند . بالشويكها ، كه كلچاك و دنيكن و ورانگل ، يعنى سركردكان روسى انگليس مآب را مغلوب ، و در بادكوبه با خود آنها هم جنگيده ، و آنها را به دريا ريخته ، سهل است تا ساحل ايران هم آنها را تعقيب كرده ،