عبدالله مستوفى
137
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كودتا مسبوق بچه سوابقى بود ؟ در مدت چهار سال اخير ، بخصوص از زمان كابينهء آخرى وثوق - الدوله ، اولياى دولت ايران كه دولت عظيم روسيهء تزارى را تجزيه شده و اين چماق بين المللى را شكسته و محو و معدوم ميپنداشتند ، سياست دو طرفى منفى را كه هميشه بايد سياست ايران بر آن محور بگردد ، كنار گذاشته ، و خود را يكسره به دامان انگليسها انداخته بودند . چنان كه چندبار نمايندهء دولت بالشويك روسيه را كه وعدهء واگذاشتن طلبهاى دورهء تزارى و الغاى كاپيتولاسيون و تمام امتيازات را هم مىداد ، رد كرده ، حتى يكى از آنها ، كالاميتسف در مازندران نفله هم شده بود . ولى بالشويكها در آن روزها سرمست اصول موضوعهء كارل ماركس بوده ، اعتنائى به اين بىاعتنائيها نميكردند ، و بهترين طرز انتشار اصول كارل ماركس و جلوگيرى از امپرياليزم انگلستان را كه در روسيه خود آنها را هم آرام نگذاشته ، براى آنها كلچاك و دنيكن و ورانگل ميتراشيد ، همراهى با ملل ضعيفه ، و در حقيقت دستگيرى از قربانيهاى امپرياليزم دولت تزارى روس ميدانستند ، و به همين جهت ميخواستند دست افتادههاى رژيم تزارى را بگيرند ، و رفتار روسيهء سابق را جبران كنند ، و از اينراه دشمن عمومى براى امپرياليزم انگلستان پيدا كرده ، و ريشهء امپرياليزم را از جهان براندازند . هنوز مدت زيادى از مرگ كارل ماركس نگذشته ، و اشخاصيكه اصول مسلم او را از خود او شنيده بودند ، در ميان بالشويكها زياد بودند . هنوز منظورات مادى آنها را از اصول كارل ماركس منحرف نكرده ، و اصل مسلمهاى خود را فداى منافع آنى نميكردند . سهل است ، براى جلب قلوب ملل ضعيفه و خير رساندن به آنها ، فداكاريها و گذشتهائى هم داشتند ، و مخصوصا علاقه نشان مىدادند كه ساير ملل آنها را مردمانى عادل و منطقى و پشتيبان حق و عدالت بشناسند . اجمالا مثل امروز نبودند ، كه نمك بخورند و نمكدان بشكنند ، و بعد از چهار سال مهمانى حالا كه ميخواهند انشاء اللّه زحمت را كم و گورشان را گم كنند ، يك مشت قفقازى كتو گريخته را بكشور ما بريزند و بعضى ايرانيهاى وامانده و از همهجا بى خبر را تحريك نموده ، از صد يك بلكه هزار يك اهالى آذربايجان براى نهصد و نود و نه نفر ديگر آنها مدعى بتراشند ، و در مملكت آرام ما آشوب برپا كنند ، و بين ملت و دولت متحد ايران دوگانگى بيندازند ، و از همه بدتر ، بطور غير مستقيم در كشور ما بترويج امپرياليزم پرداخته مردم اين كشور را بهواخواهى از رقباى خود وادار كنند ، و نمايندگان آنها در مجامع بين المللى اينقدر بىمنطق حرف بزنند ، كه من بعد كسى به هيچ قول و قرار آنها نتواند اعتماد كند . طاعت از دست نيايد گنهى بايد كرد بارى ، بعد از آنكه بالشويكها بطوريكه ميدانيم تمام طرق عادى از قبيل نوشتن بشارژدافر ايران ، و فرستادن نماينده و وعدهء الغاى كاپيتولاسيون و امتيازات و واگذاشتن طلبهاى دورهء تزارى را امتحان كرده ، و حتى در اعلاميههاى عمومى خود هم اين گذشتها را اعلام نموده و نتيجهاى نگرفتند ، براى اينكه بود و نمود خود