عبدالله مستوفى
125
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
نمىآيد كه از اهالى سواحل بحر خزر بالشويكسازى كنند ، و آنها را بر ضد مركز بشورانند . چنان كه عدهاى كه از قرارداد ناراضيند دور هم جمع شده ، و احيانا كمكهاى مادى و معنوى هم از طرف كشتيهاى سواحل مىبينند . اينها همانها هستند كه عنقريب دولت مشير الدوله اسم متجاسرين را به آنها ميدهد . بالاختصاص كه ميرزا كوچكخان هم با قواى خود در جنگل و با افكار وطنپرستانه ولى سادهء خود بدش نميآيد كه از قواى آزاديخواه روس كه در آبهاى ساحلى ايران هستند بر ضد حكومت مركزى عاقد قرارداد استفاده نمايد و اگر وارد عمل نشده است فقط از راه عقيده و ايمان مسلمانى شخص اوست . و الا حول و حوش او حاضرند با آغوش باز بالشويكها را بداخلهء ايران راه دهند ، و اگر تجمع متجاسرين قوت پيدا كند ، خيلى محتمل است كه قواى او هم از دور او پاشيده ، بمتجاسرين ملحق شوند و حتى خود او را هم خواه و نخواه به اين كار بكشانند . در آذربايجان هم جمعى باسم جمعيت قيام ، قيام كرده و از يكسال قبل در تبريز راه خودسرى ميروند و بعضى از بالشويك مآبها از قبيل دكتر جاويد و سيد جعفر پيشهورى خود را جزو آنها كردهاند . عنوان آنها ضديت با قرارداد و رئيس آنها شيخ محمد خيابانى يكى از وكلاى مجلس دورهء قبل است . اگرچه اين آقا در نطقهاى خود همواره خويش را طرفدار وحدت ملى و استقلال و تماميت ايران معرفى ، و همچو وانمود مىكند كه اين ضديت با مركز ضديت با قرارداد است ولى عملا سه چهار ماه است تمام رؤساى مركزى را از ادارات خارج كرده ، حتى اسم آذربايجان را « آزادىستان » گذاشته ، سهل است اين اسم را بالاى كاغذهاى ادارى هم چاپ كرده ، و خيلى بعيد به نظر ميآيد كه اين غائله بمسالمت ختم شود . علاوه بر اين ، طغيان كردهاى مكرى و اسمعيل آقا ( سيميتقو ) هم در نواحى سرحدى اين ايالت . كه تا اروميه و خوى هم نفوذ كردهاند در كار ، و مايهء همه گونه نگرانى است . قواى انگليس هم بعد از شكست خوردن از بالشكويكها از بادكوبه بايران آمده ، و از منجيل تا قزوين و همدان و كرمانشاهان و تا سرحد ايران و عراق عرب در رفتوآمد ، و چنين وانمود ميكنند كه براى جلوگيرى از حملهء احتمالى بالشويكهاى سواحل ايران در اين كشور رحل اقامت افكنده ، و وزير مختار انگليس در تهران بيانيههائى هم كه اسم فرمان ( ! ) روى آن ميگذارد ؛ در اين زمينه صادر مىكند ، و باهالى تهران كه خود در هيجان آوردن آنها شريك است اطمينانهائى ميدهد . علاوه بر اين ، انگليسها در تربت - حيدريهء خراسان هم يك قوهء سه چهار هزار نفرى دارند كه معلوم نيست كى و چه وقت آنها را از ايران خواهند برد ، و به نظر چنين مىآمد كه اين قوه را براى جلوگيرى از حملهء احتمالى بلكشويها بجانب هندوستان ، در اين نقطه نگاهداشته باشند . گذشته از اينها . قوهاى هم باسم پليس جنوب ( اس پى آر ) در فارس دارند كه از ايرانيهاى داوطلب با روساى انگليسى و افسرهاى هندى تشكيل كردهاند . بين اين قوه هم با طوايف محلى كه از راه وطن