عبدالله مستوفى
103
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
آن دوره كه در رذائل اخلاق سرآمد و خلاصهء هفت وزير ديگر است « به از شما نباشد » « 1 » چه هفت جوشى خواهد شد ؟ 6 - ادارات - اعضاى ايرانى كه فعلا در ادارات هستند و مثل گوسفند قربانى كارد قصاب را ديده و مشغول چريدن مقررى و ليسيدن نبات اندامنيته ميباشند ، تا وقتى در كار خود باقى خواهند ماند كه آقايان جديد الورود بمشاغل خود آشنا شده ، راه كار را ياد بگيرند و بهر اندازه كه اينها باعمال مملكتى آشنا شوند ، از شأن و اعتبار و اختيار آنها خواهند كاست ، و اول روزى كه بىنيازى خود را از وجود يكى از آنها حس كنند ، بهر بهانه كه باشد او را از كار خارج و جاى يكنفر انگليسى ديگر را باز خواهند نمود . بطورى كه در بيست و پنجسال بعد ، مديران و معاونين كليهء دوائر مركزى و ولايتى در سراسر اين مملكت انگليسى خواهند بود ، و مترجم و ثبات و ضباط و ماشيننويس را نيز از هنديها خواهند خواست ، و اگر در بعضى ادارات از قبيل دوائر قضائى و تعليمى ناگزير باستخدام ايرانيها بشوند ، همان رويه كه در انتخاب وزراء ذكر نموديم ، در تعيين اين قبيل عمال هم به كار خواهد رفت . 7 - قشون - چون از وجود صاحبمنصبان نظامى ايرانى ، زودتر از عمال كشورى بىنياز خواهند شد و وجود آنها را براى خيالات خود بيشتر از مستخدمين ساير ادارات مضر ميدانند ، البته به آنها زودتر پرداخته ، نظام ايران را از وجود صاحبمنصب ايرانى هرچه زودتر خواهند پرداخت . از تشريح حال اسف اشتمال اين بدبختها كه عمرى در اين راه صرف كرده و از نو خود را نميتوانند براى كار ديگرى حاضر كنند ، و بايد مابقى زندگى را بفلاكت و درماندگى بگذرانند ، ميگذريم و بتشريح اوضاع قشونى ايران ، در بيست و پنجسال ديگر ، ميپردازيم . صاحبمنصبان از سركرده تا ياور انگليسى و از اين درجه تا آسپيران ، يا وكيلباشى هنديست . افراد قشون در مدت چهار الى شش سال خدمت و تحت السلاح و احتياط خود هريك چندين بار به جنگ ايرانيهائى كه از فشار بتنگ آمده ، بلوا كردهاند ، رفته و هريك چند نفر از برادران دينى و نژادى و وطنى خود را ، بدست خويش رهسپار ديار عدم نموده ، و از يغما و تاراج خانه و زندگى و هستى آنها ، كيسهء صاحبمنصبان خود ، يعنى انگليسها و هنديها را پر كردهاند ، در جنگهاى خارج از ايران هم در مدت چهار الى شش سال ، هريك اقلا دو سه دفعه باهم مذهبهاى بين النهرين و قفقاز و همدينهاى افغانى و تركستانى و حجازى خود جنگيده ، و شايد در حملهء بين النهرين و حجاز ، بقاع متبركهء كربلا و نجف و سامره و كاظمين را بمبارده كرده ، سهل است مثل قشون حجاج بن يوسف و يزيد بن معاويه ، حرمين شريفين مكهء معظمه و مدينهء منوره را محاصره و خانهء خدا و قبر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را به توپ بسته باشند . و اگر جنگ
--> ( 1 ) - اين جمله در ميان عوام شهرى و دهاتيها در مورديكه كسى در غيابش تمجيد و تحسينى ميكنند براى تعارف و مجامله با مخاطب رايج است و در كتابت جز در مورد مطايبه آن هم براى ايجاد مفهوم مخالف جهت خواننده من مورد استعمالى براى آن سراغ ندارم .